نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 338
يارى رساندن به مسلمين را در خاطر داشتيد » . سعيد بن عبيد بحترى از بنى بحتر برخاست و عرضكرد : اى امير مؤمنان پارهاى از مردم مىتوانند آنچه در دل دارند بر زبان برانند ، و پارهاى نمىتوانند ، آنچه در خود مىيابند با زبان بيان كنند ، پس اگر در اين باره تكلَّف ورزند به زحمت افتند ، و اگر از آنچه در دل دارند لب فرو بندند اندوه و دلتنگى آنان را از پا در آورد ، و به خدا سوگند كه من نمىتوانم آنچه در دل دارم با زبانم براى شما بازگو كنم ، و ليكن - به خدا سوگند - مىكوشم تا براى شما باز گويم - و خداوند صاحب اختيار توفيق است . - امّا من همانا در پنهان و آشكار خير خواه و دلسوز توام ، و در كنار تو در هر جبههاى به پيكار مىپردازم ، و آنچنان حق را از آن تو مىدانم كه چنان حقّى را نه براى خلفاى پيش از تو و نه براى احدى از معاصرين تو امروزه اعتقاد ندارم ، و اين بخاطر برترى تو در اسلام و خويشاوندى نزديك تو با رسول خداست ، و هرگز از تو دست بر نمىدارم تا پيروزى شويم يا در حضورت بشهادت رسم . امير المؤمنين ( ع ) به او فرمود : « خدا تو را رحمت كند ، همانا زبانت آنچه در دل داشتى براى ما باز گفت : و از خداوند خواهانيم كه سلامتى روزيت كند ، و بهشت را به تو پاداش دهد » . تنى چند ديگر سخن گفتند و من جز سخن اين دو
338
نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 338