نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 286
آنگاه كه معلومى نبود . معناى خالقيّت را از آن زمان كه دست به آفرينش زده ، و نيز معناى پديد آورنده را از آن زمان كه پديده ها را آفريده مستحقّ نگشته است ( بلكه پيش از آنكه مربوبى و معلومى و مخلوقى و حادثى باشد ضدّ اين معانى بر ذات احديّت صديق مىكرده چه او واجب الوجود است و واجب الوجود هر صفت كمالى را بذاته داراست نه اينكه توسّط غير براى او حاصل مىآيد ) . زمان او را از آفريدن پنهان نسازد ( در آفرينش او زمان مدخليّت ندارد ) ، و هيچ زمانى او را بفعل خود نزديك نسازد ( منتظر رسيدن وقت انجام كارى نگردد زيرا همهء زمانها در برابر فعل او مساوى هستند و گذشته و حال و آينده نسبت بذات او معنى ندارد ) ، و اميدوارى ( بوجود چيزى ) براى انجام كارى او را از عمل باز ندارد ( بلكه ايجاد بفرمان اوست و چون بخواهد مىشود ) ، و افعال وى با زمان محدود نگردد ( كى دانست ، كى قدرت يافت ، كى مالك شد ) ، و هيچ زمانى ذات و صفت و فعل او را در خود نگيرد و محدود نسازد ( چرا كه او خود فاعل و خالق زمان است ) ، و چيزى او را قرين و همراه نباشد ( زيرا كه هيچ چيز در مرتبت خداى متعال نيست ) . هر ويژگى و اثرى كه در مخلوق ديده مىشود در خالقش وجود ندارد ، و هر چيز كه در مخلوق امكان وجود دارد از خالق او ممتنع است . حركت و سكون بر وى جريان نيابد ، و چگونه چيزى بر او راه يابد كه خودش آن را بجريان انداخته است ؟ يا چگونه باز داشت كند او چيزى كه خودش آن را آفريده ؟ ( حركت و سكونى را كه او آفريده به خود او باز نگردد و بر ذات او حاكم نشود ) كه در غير اينفرض ذات او داراى تفاوت و تغاير مىگشت ( گاهى متحرّك و گاهى ساكن مىشد ، و اين مستلزم جسمانيّت است ) ، و هر آينه ذات او از معناى ازليّت دور
286
نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 286