نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 18
حوض كوثر و در وقت مقاسمه مرا بازخواهى شناخت . حارث گفت : مولايم مقاسمه كدام است ؟ فرمود : قسمت نمودن آتش دوزخ است كه آن را بطور صحيح تقسيم مىكنم ، مىگويم : آتش ! اين مرد دوست و پيرو من است او را واگذار ، و اين مرد دشمن من است او را بگير . اصبغ گويد : سپس امير المؤمنين ( ع ) دست حارث را گرفت و فرمود : حارث ! روزى من از آزار و حسد قريش و منافقين بخودم به رسول خدا شكوه كردم ، رسول خدا ( ص ) دستم را در دست خود گرفت چنانچه من دست تو را گرفتهام و فرمود : چون روز قيامت شود من دست به ريسمان و دستاويز عصمت پروردگار صاحب عرش زنم ، و تو اى على دست به دامان من خواهى زد ، و اولاد تو دست به دامان تو مىزنند ، و شيعيان شما دست به دامان شما مىزنند ، اكنون بگو ببينم در آن حال فكر مىكنى كه خدا با پيغمبرش چه خواهد كرد ؟ و پيامبرش با وصىّ خود چه مىكند ؟ حارثا ! آنچه گفتم بپذير كه اندكى است از بسيار ( و نمونهاى است از خروار ) ، آرى تو با كسى محشورى كه دوستش مىدارى ، و براى توست تمام اعمالى كه خود كسب كردهاى - و اين مطلب را سه بار تكرار فرمود - . در اين هنگام حارث از جاى خود برخاست و در حالى كه عباى خود را
18
نام کتاب : الأمالي ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 18