نام کتاب : الاحتجاج ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 1 صفحه : 70
صور و هياكل بغير اذن حضرت قادر عادل نموديد ؟ امام الانام جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام گفت كه مشركين لئام چون سخنان صدق نشان سيد الانام باين حجت و الزام شنيدند گفتند كه يا محمد ما را مهلت عنايت فرمائيد كه ما نظر و فكر در باب مذهب خود نمائيم . بعد از آن سكوت و بهت را شعار خود ساخته ملزم مانند . و نيز حضرت امام الهمام جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام قسم بذات ايزد كرام ياد نمود كه بآن خداى كه حضرت سيد المرسلين را از روى حق و صدق بثقلين بنبوت و رسالت مبعوث گردانيد كه پنج روز بر آن طوايف امم مختلفة المذاهب منقضى نشده بود كه همگى و تمامى آن طوايف خمسه كه بيست و پنج نفر بودهاند بخدمت حضرت سيد البشر بالتمام حاضر آمده بشرف اسلام و ايمان مشرف شده باتفاق گفتند : يا محمد بعزت واحد صمد ما هرگز حجت و دليل در هيچ زمان مثل دليل و برهان شما بديدهء عيان ملاحظه و مشاهده ننموديم . و گواهى ميدهيم كه خداى تو بحق و تو رسول صادقى « و الله * ( يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ » . در ذكر و بيان الزام يافتن اعيان مشركين از حضرت سيد المرسلين از حضرت ابو محمد الحسن بن علي العسكرى عليه السّلام مروى و منقول است كه آن حضرت از لسان معجز نشان بيان فرمود كه من روزى از پدر بزرگوار خود پرسيدم كه آيا جد عاليمقدار ما رسول حضرت ايزد غفار عليه سلام الملك الجبار در ايام نبوت وقتى كه جماعت يهود و مشركين با آن حضرت تعنت و لجاجت ميكردند آيا نبى المختار با آن طوايف اشرار مباحثه و مشاجره و مجادله و مناظره مينمود ؟ پدر جليل القدر من فرمود : بلى مراتب بسيار بسيار از آن حضرت با كفار بواسطه
70
نام کتاب : الاحتجاج ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 1 صفحه : 70