responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 75


فرمود چرا در باره غيبت كتابى تأليف نميكنى تا اندوه دلت را ببرد ؟ عرضكردم يا ابن رسول الله در باره غيبت چيزهائى تاليف كرده‌ام ، فرمود آنها بدين روش مطلوب نيستند كه من دستور آن را ميدهم اكنون مستقلا كتابى در باره غيبت تاليف كن و غيبت پيغمبران را در آن درج كن سپس آن حضرت صلوات الله عليه رفت و من از خواب هراسان برخاستم و تا طلوع فجر بدعا و گريه و درد دل كردن و شكايت نمودن بدرگاه خدا گذرانيدم و چون صبح كردم آغاز بتاليف اين كتاب نمودم براى امتثال امر ولى خدا ( ع ) و حجت او در حالى كه از خدا كمك جويا بودم و بر او توكل كردم و از تقصيرات خود آمرزش خواستم * ( وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِالله عَلَيْه تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْه أُنِيبُ ) * ( سوره هود آيه 88 ) اثبات پيدايش خلافت حقه الهيه ( 2 ) اما بعد - خداى تبارك و تعالى در كتاب محكم خود فرمايد در سوره بقره آيه 30 - و آنگاه كه پروردگارت بهمه فرشتگان اعلام كرد كه محققا من در زمين خليفه اى ميگذارم الخ [1] - خدا نخست خليفهء آفريد و سپس خلق جهان را و اين خود دليل است كه حكمت وجود خليفه پا برجاتر است از وجود مردم از اين رو خدا بدان آغاز كرد زيرا كه خداى سبحان حكيم است و حكمتدار كسى است كه موضوع مهمتر را بر امر عمومى مقدم دارد و اين خود درستى فرمايش امام صادق جعفر بن محمد را برساند كه ميفرمايد - حجت خدا پيش از خلق است و با خلق است و پس از خلق - اگر خدا مردمى بىخليفه و رهبر آفريند آنان را در معرض تباهى افكنده و وسيله براى



[1] فرشتگان عرض كردند در زمين كسى را ميگذارى كه فساد كند و خون بريزد با اينكه ما بستايشت تسبيح خوان و حضرتت را تقديس گويان هستيم تقديس گويان هستيم ، خدا فرمود آنچه من ميدانم شما نميدانيد

75

نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 75
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست