نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 318
نفعى بديگر اعضاء نرسد همانا مقصود ما از دل آن جوهر لطيفى است كه خداى عز و جل در اين پاره گوشت نهاده كه نه بچشم ديده شود و نه لمس شود و نه چشيده شود و درك نشود جز بدانستن آن زيرا قوهء تشخيص و استوارى كار و تدبير اعضاء بهمين جوهر لطيف دل است كه حجت بر همه اعضاء است . و تا هست و باقى است تكليف بآنها متوجه است و چون اين گوهر لطيف نابود شود تدبير جوارح فاسد گردد و همه از كار بمانند و تكليف از آنها ساقط شود و چنانچه براى خداى عز و جل رواست كه اين لطيفه نهان از حس را حجت بر جوارح و اعضاء نمايد رواست كه امام غائب از حس و ديده مردم را حجت آنان سازد و وسيله دفاع از آنها قرار دهد و باو بآنها روزى دهد و باران بر آنها ببارد و لا قوة الا بالله باب بيست و دوم در اثبات وصايت بر خلافت از زمان حضرت آدم تا قيامت باب بيست و دوم در اثبات اينكه وصايت بر خلافت از زمان حضرت آدم پيوسته بوده است زيرا زمين تا روز قيامت از حجت خدا بر خلقش خالى نباشد . . امام ششم فرمايد رسول خدا ( ص ) فرمود من سيد پيغمبرانم و وصيم سيد اوصياء است و اوصياء او سادات اوصيائند همانا آدم عليه السلام از خداى عز و جل خواهش كرد برايش يك وصى شايسته قرار دهد ، خداى عز و جل باو وحى كرد كه من پيغمبران را بنبوت گرامى داشتم و سپس خلق خدا را بررسى كردم و نيكانشان را اوصياء نمودم آدم عليه السلام عرضكرد پروردگارا
318
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 318