نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 220
گوئيم چگونه اجماع منعقد شود اگر خودش از اماميه باشد زيديه باو راضى نشوند و اگر از زيديه باشد اماميه باو راضى نشوند اگر گويد در اينجا اعتبارى باماميه نيست گفته شود خود زيديه هم دو دستهاند معتزله و مثبته و با هم اتفاق نكنند اگر گويد مثبته هم اعتبارى ندارند در مثل اين موضوع باو گفته شود معتزله زيديه هم دو قسمند يكى در احكام اجتهاد كند و يكى اجتهاد را ضلالت داند اگر گويد آنكه اجتهاد را باطل داند بىاعتبار است باو گفته شود اگر از معتقد باجتهاد افضل بماند و از نافى اجتهاد افضل و بعضى از بعضى بيزارى جويند بكه تمسك كنيم و چگونه حق را در ميان آنها بجوئيم و بدانيم كه در ميان تو و اصحاب تو است نه ديگران اگر ؟ گويد مراجعه بقواعد كنيم گوئيم اگر اختلاف طولانى شد و مطلب باشتباه ماند چه بايد كرد و در قول پيغمبر كه فرمايد بكتاب و عترت تمسك كنيد چه قضاوت كنيم در صورتى كه كسى نتواند عترت را شناخت مگر بعد از نظر در اصول و قواعد و اطلاع بر اينكه همه عقائد او درست است و مخالفين او خطاء كارند و اگر تشخيص عترت لائق خلافت محتاج اين مقدمات باشد با سائر اهل علم فرقى ندارد و عترت داراى خصوصيتى نيست بگو بدانم ميان عالم از عترت و عالم از غير عترت چه تفاوتى است . اعتراضى بر عقيده زيديه ( 2 ) بايد بآنها گفت بما خبر دهيد از وضع امروزه امام خود مسائل حلال و حرام را ميداند ؟ وقتى گفتند آرى به آنها گوئيم احكامى كه خبر متواتر ندارد مانند شافعى و ابو حنيفه امثال آنها استنباط ميكند يا از راه ديگر اگر گويد نزد او همان روش آنها است بايد گفت مردم چه احتياجى بعلم امام شما دارند كه از پيغمبر نشنيده با آن كه كتابهاى شافعى و ابو حنيفه در دست است ، اگر گويند علم
220
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 220