نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 20
است كه در تحقيق اخبار و قضاياى تاريخ بسيار دقيق و خرده گير و كم باور بوده است و كوشيده براى تحقيق اين موضوع همه اخبارى كه مورد اعتماد و قابل توجه او بوده جمع آورى كرده و نظرياتى در اين زمينه اظهار داشته منظور ما از ترجمه اين فصل كتاب اينست كه نقاط موافق اخبار و اظهارات او را گرفته و مؤيد اخبار و عقائد اماميه شناسيم و نقاط مخالف را مورد نظر قرار داده و منصفانه جواب گوئيم تا موضوع كاملا روشن گردد 5 - فصل 52 از كتاب مقدمه ابن خلدون [1] در موضوع كار فاطمى ( مهدى موعود ) و آنچه مردم در باره او معتقدند و در پرده بردارى از اين موضوع :
[1] ابو زيد عبد الرحمن بن خلدون ( 808 - 732 ) از دانشمندان قرن هشتم هجرى و از نژاد مسلمانان مهاجر حضرموت يمن : جد اعلاى او خالد از كسانى بوده كه در فتح اندلس شركت كرده و با عشيره خود در آن سرزمين سكونت نموده است و فرزندانش پشت در پشت حائز مقامات و مناصب دولتى و علمى بودهاند و در هنگامى كه وضع مسلمانان در اندلس رو بپريشانى رفت و نصارى در آن نفوذ يافتند خاندان خلدون به آفريقا مهاجرت كردند و آخر پدر عبد الرحمن محمد در تونس اقامت گزيد و از كارهاى دولتى كناره گيرى كرد و بدانش و تهذيب اخلاق پرداخت و عبد الرحمن پسر كوچك او در دامن علمى او تربيت يافت و از دوران كودكى با هوش سرشار و كوشش فراوان بتحصيل فنون مختلفه دانش همت گماشت . ابن خلدون در غره ماه رمضان سال 732 هجرى در تونس متولد شده است و در دامن پدر دانشمند خود پرورش علمى و دينى يافته و قرآن مجيد را با هفت قرائت آن حفظ كرده است و بيست و يك بار از حفظ نزد استاد قرائت خود محمد بن سعد انصارى تلاوت كرده است و علوم نحو و صرف و ادبيت را نزد استادان معروف تونس تحصيل كرده و اشعار بسيارى از شعراى معروف را با مقدارى از كتاب اغانى حفظ كرده و اشتغال بتحصيل علم فقه و حديث پيدا كرده است و خود در شرح حال خويش اساتيد هر فنى را نام برده و ما در اينجا بمناسبت بذكر اساتيد حديث كه از آنها روايت كرده و اجازه داشته اشاره ميكنيم . 1 - گويد ملازم مجلس امام المحدثين تونس شمس الدين آشى شدم و كتاب مسلم بن حجاج جز اندكى و كتاب موطأ را از اول تا آخر از او شنيدم و يك اجازه عمومى براى نقل حديث بمن داد و از سلسله اساتيد خود بمن نقل اخبار كرد . 2 - گويد در اين ميانه بمجلس درس شيخ و امام قاضى جماعت محمد بن عبد السلام بهمراهى برادرم محمد ميرفتم كتاب موطأ امام مالك را از او استماع كردم . 3 - امام المحدثين و استاد نحويان مغرب بن زمين محمد عبد المهيمن حضرمى كه كاتب سلطان ابو الحسن بود با او بتونس آمد و من ملازم خدمت او گرديدم و صحاح ست و كتاب موطأ و سيره بن اسحق و كتاب حديث ابن صلاح و كتب بسيار ديگر كه از خاطرم رفته از او شنيدم يا اجازه نقل گرفتم . اين تحصيلات عاليه ابن خلدون تا حدود سن هيجده سالگى او بوده است كه يك وباء عمومى در افريقا بروز كرده و پدر و مادرش با بيشتر استادانش بر اثر آن طاعون وفات كردهاند و تنها شده است و در طول زندگانى خود مشغول تكميل علوم و تجربيات خود بوده و در مقدمه كتاب تاريخ خود از اين تحصيلات و اطلاعات عمرانه استفاده كرده زيرا اين كتاب كه يگانه اثر عمرانه ايست كه از او مانده تا آخر عمر مورد مطالعه و تجديد نظر او بوده و مطالب آن را كم و زياد ميكرده است اكنون چند نمونه هم از اظهار نظر مستشرقين در باره دقت نظر او نقل ميكنيم تا خوانندگان بدان متوجه باشند . 1 - در مقدمه ترجمه مقدمه ابن خلدون ص 28 گويد هامر نخست رساله اى بآلمانى در باره بعضى از جهات تاريخ اسلام منتشر ساخت و در آن ببرخى از عقائد و نظريات ابن خلدون اشاره كرده و او را بنام منتسكوى عرب ملقب ساخت . 2 - در ص 30 ضمن شرح ترجمه بارون دسلان بر مقدمه او ميگويد « دانشمندان اروپا از نبوع اين متفكر بزرگ عرب سخت در شگفت شدند چه آنان دريافتند كه وى بر بسيارى از محققان اروپائى در آراء و نظريات با ارزش و مهم سقت جسته است . 3 - ميگويد تو بينى مورخ شهير انگليسى ابن خلدون را از هوشمندان و نوابغ جهان مىشمرد و مينويسد « وى در مقدمه بدرك و تصور و ابداع فلسفه اى براى تاريخ نائل آمده است كه بيشك در نوع خود بسيار گرانبها است و با هر عقلى در هر زمان و هر مكان تطبيق ميكند . ابن خلدون از نظر ابتكاراتى كه در مسائل اجتماعى داشته و بحثهائى كه در مقدمه تاريخ خود نسبت بعمران و اجتماع بدون سابقه بيان كرده است مورد توجه دانشمندان غرب گرديده و هر كدام بنظرى او را پسنديدهاند و تمجيد كردهاند و مفكر شناختهاند ولى از نظر تربيت اسلامى خود يك مرد فقيه و محدث بوده و معتقد بمبانى عمومى اسلام ولى در زندگانى سياسى خود بسيار متلون و مضطرب بوده و در هر پيش آمدى با وضع تازه كاملا سازش ميكرده و از يك اميرى بديگرى رجوع ميكرده و غالب عمر خود را در غربت بسر برده است ولى در هر حال اشتغال بعلم و دانش را بر اوضاع ديگر ترجيح ميداده و در هر فرصتى بمطالعه و تحقيق علمى ميپرداخته است و اين شيوه را تا آخر عمر خود ادامه داده .
20
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 20