نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 2 صفحه : 476
در پى امنيّت آن خوف و از پس حيات آن ممات است و ديدم كه عمرها كوتاه و مرگها در كمين و تيرهاى قضا آمادهء پرتاب و بدنها در نهايت ضعف و سستىاند و نمىتوانند دفع بلا از خود كنند ، از مشاهدهء اين احوال دانستم كه دنيا منقطع و زوال پذير است و از آنچه در دنيا ديدم احوال آنچه را كه نديدم دانستم و از ظاهر دنيا پى به باطنش بردم و سخت آن را با آسانش و سرّ آن را با آشكارش و صادرات آن را با وارداتش شناختم و چون حقيقت دنيا را دانستم از آن پرهيز كردم و زمانى كه به عيبهاى آن بينا شدم از آن گريختم . اى شاهزاده ! در آن حال كه مردى را در دنيا مىبينى كه در پادشاهى و نعمت و شادى و راحت و عيش و رفاهى است كه مردم بر او رشك مىبرند و در شادى جوانى و شادمانى سلطنت و كامرانى و سلامتى است ، ناگاه در اوج سرور و بهجت و راحتى و خوشوقتى دنيا از او بر مىگردد و دنيا همهء اوصاف فوق را زايل مىسازد ، عزّتش را به ذلَّت و شاديش را به اندوه و نعمتش را به نقمت و بىنيازيش را به فقر و فراخىاش را به تنگى و جوانيش را به پيرى و رفعتش را
476
نام کتاب : كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 2 صفحه : 476