حديث پنجم ترجمه : حسين بن محمّد بن عامر ، از احمد بن اسحاق بن سعد ، از سعدان بن مسلم ، از عمر بن ابان ، از ابان بن تغلب ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : گويا مىبينم حضرت قائم عليه السّلام را كه بر بلندى شهر كوفه بوده و زره رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را به تن نموده ، پس زرع را به تن خود حركت داده تا بر بدن احاطه كرده و آن را بپوشاند ، آن حضرت در زير هودجى از استبرق قرار داشته و بر اسبى خاكسترى كه بين دو چشمانش سفيدى مىباشد سوار مىباشند ، پس اسب حركتى به خود داده و اهل هر شهرى مىبينند كه راكب و مركب با ايشان در شهرشان مىباشد و بدين ترتيب پرچم رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را در تمام بلاد منتشر مىفرمايد ، عمود اين پرچم از عمود عرش بوده و بر بقيه آن نقش * ( نَصْرٌ مِنَ الله ) * مىباشد ، آن پرچم بر چيزى فرود نمىآيد مگر آنكه حق تعالى آن چيز را نابود مىفرمايد هنگامى كه پرچم به اهتزاز و حركت در مىآيد هيچ مؤمنى باقى نمىماند مگر آنكه قلبش همچون آهنى سخت مىباشد ، به هر مؤمنى نيروى چهل مرد داده مىشود و نيز هيچ مؤمن مرده اى باقى نمىماند مگر آنكه اين فرح و سرور در قبرش داخل مىشود و اين در وقتى است كه اهل قبور يك ديگر را در قبرها زيارت مىكنند و به آنها بشارت به قيام قائم داده مىشود ، سيزده ميليون و سيصد و سيزده فرشته بدنبال آن حضرت بانگ برآورند . راوى عرض مىكند : تمام اين جمعيت فرشتگانند ؟ حضرت مىفرمايند : بلى ، آنها عبارتند از : الف : فرشتگانى كه با حضرت نوح عليه السّلام در سفينه بودند . ب : فرشتگانى كه با حضرت إبراهيم عليه السّلام بودند وقتى آن حضرت را در آتش انداختند .