خود گفتم : چاره اى نيست از اينكه ابتداء پسر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را زيارت كرده بعدا به زيارت اهل قبور بروم پس بر آن جناب داخل شدم و چون توقف و ماندنم نزد آن جناب اندكى طول كشيد كمى مكارى معطَّل شد لذا فرياد زد و من را صدا نمود . حضرت ابو عبد الله عليه السّلام به من فرمودند : اى ام سعيد اين شخص كيست ؟ عرض كردم : فدايت شوم درازگوشى را كرايه كردهام تا به زيارت قبور شهداء بروم . حضرت فرمودند : آيا به تو از سيّد الشّهداء خبر ندهيم ؟ ! عرض كردم : چرا . فرمودند : سيّد الشّهداء حضرت حسين بن علىّ عليهما السّلام است . عرض كردم : آن حضرت سيّد الشّهداء مىباشند ؟ ! حضرت فرمودند : بلى . عرض كردم : ثواب و اجر كسى كه حضرت را زيارت كند چيست ؟ فرمود : يك حج و يك عمره و از اعمال خير هكذا و هكذا ( فلان مقدار و فلان مقدار ) .