حديث دوّم ترجمه : پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از ابراهيم بن عقبه ، از احمد بن عمرو بن مسلم ، از ميثمى نقل كرده كه وى گفت : پنج تن از اهل كوفه به قصد يارى حسين بن على عليهما السّلام حركت كردند و به قريه اى رسيدند كه به آن شاهى مىگفتند پس دو نفر يكى پير و ديگرى جوان جلوى آنها آمده و به ايشان سلام كردند پيرمرد گفت : من مردى از طائفه جن هستم و اين جوان برادرزاده من بوده و ما قصدمان يارى نمودن به اين مظلوم ( يعنى حسين بن على عليهما السّلام ) مىباشد .