نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 883
سپس فرمود : * ( وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ ) * ( و بشوييد دستهاى خود را تا آرنج ) پس از آن بين شستن و مسح كردن فرق گذارد و فرمود : * ( وَامْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ ) * ( و به سرهاى خود مسح كنيد ) از اين فقره كه فرموده « برؤوسكم » دانستيم كه مسح به جزئى از سر بايد باشد به خاطر كلمه « باء » سپس پاها را عطف به سر نمود يعنى در پاها نيز مسح به جزئى از آنها بايد باشد همان طورى كه دستها را به صورت وصل فرمود لذا دستها را مانند صورت بايد كلا شست در مسح پاها فرمود : * ( وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ) * ( يعنى پاها را تا برآمدگى روى پا مسح كنيد ) از اين عطف مىفهميم كه مسح پاها مانند سر به جزئى از آنها بايد باشد ، سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن را براى مردم تفسير فرمودند ولى آنها اين حكم را تضييع كرده و به آن عمل نكردند . پس از آن حقّ تعالى فرمود : * ( فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ ) * ( پس نيافتيد آب را به خاك پاك تيمم كرده و آن را به صورتهاى خود بكشيد ) . در اين آيه شريفه حقّ تعالى نسبت به كسى كه واجد و دارنده آب نيست وجوب شستن را وضع و ساقط و به جاى آن مسح را واجب نموده و فرموده : به وجوه و صورتهاى خود مسح نماييد و پس از آن كلمه « و ايديكم » يعنى دستهاى خودتان را به آن عطف كرده سپس فرموده « منه » يعنى از آن تيمم منظور « متيمّم به » يعنى خاك مىباشد و حاصل معنا اين مىشود . در صورتى كه آب نيافتيد به خاك پاك تيمم كرده پس از جزئى و مقدارى از آن خاك به صورت و دستهاى خود مسح بكشيد و علَّت اين كه فرموده از مقدارى از آن خاك به صورت و دستهاى خود بكشيد : آن است كه حقّ تعالى مىداند تمام آن خاك بر صورت كشيده نمىشود زيرا دست را كه روى خاك مىزنند خاك به مقدارى از دست مىچسبد و به مقدارى ديگر از آن نمىچسبد لذا وقتى دست را به صورت مىكشند جزئى از آن خاك به صورت مسح مىشود نه تمام آن ، سپس فرموده : * ( ما يُرِيدُ الله لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ ) * يعنى خدا نمىخواهد حرج بر شما جعل كند يعنى در دين مقصود از حرج ، ضيق و تنگى مىباشد . باب صد و نود و يكم سرّ وضوء دادن فقط جوارح چهارگانه
883
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 883