نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 877
است كه جايگاه متّقيان مىباشد ، يعنى هنگامى كه رسول خدا به آسمان بالا رفتند جبرئيل در سدرة المنتهى به آن جناب رسيد ، زمانى كه سير و حركت جبرئيل به محل سدرة منتهى شد همان جا ايستاد و به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله عرض كرد : اى محمد اين جا محلّ توقف و ايستادن من و جايى است كه خداى عزّ و جلّ مرا در آن قرار داده و هرگز قدرت ندارم جلوتر بروم ولى شما بگذريد و به جلو برويد تا به سدره برسيد سپس در آنجا توقف نماييد ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به طرف سدره جلو رفتند و جبرئيل ايستاد و توقف نمود . حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند : چون فرشتگان نگهبان اعمال اهل زمين را به محلّ سدره بالا برده و آنجا مىنهند اين مكان به سدرة المنتهى موسوم گرديده است بارى اعمال وقتى به آنجا برده شد فرشتگان نگهبان كه جملگى كرام و برره هستند آنها را مىنويسند . امام عليه السّلام فرمودند : فرشتگان اعمال بندگان را به محل سدره مىرسانند ، رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نظر مىاندازند شاخه هاى اين درخت ( سدره ) را مىبينند كه زير عرش و اطراف آن مىباشند . پس از آن امام عليه السّلام فرمودند : نور جبّار عزّ و جلّ به رسول خدا صلَّى الله عليه و آله تجلَّى كرده و آن حضرت را فرا مىگيرد در اين هنگام از شدّت نور و عظمت آن چشمان مبارك حضرت باز مانده به طورى كه لحظه اى به هم نيامده و شانه هاى مباركش به لرزه مىآيد . پس از آن فرمودند : خداى متعال قلب رسولش را محكم و نور ديدگانش را قوى نمود تا از آيات پروردگار ديد آنچه را كه ديد و همين است معناى فرموده حقّ عزّ و جلّ : * ( وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى ) * منظور موافات و رسيدن آن حضرت است به سدرة المنتهى و پس از رسيدن حضرتش ديدند آنچه را كه با چشم ملاحظه كردند يعنى آيات بزرگ الهى را كه مقصود بزرگترين آيات پروردگار مىباشد با چشم ديدند . حضرت ابو جعفر عليه السّلام فرمودند : قطر و ضخامت سدره به مقدار صد سال راه از ايّام دنيا بوده و هر برگى از آن اهل دنيا را مىپوشاند و حقّ تعالى فرشتگانى دارد كه آنها را موكَّل درخت و نخل خرما قرار داده ، لذا هيچ درخت و نخلى نيست مگر آنكه با آن فرشته اى است كه او را نگهدارى مىكند و اگر چنين نمىبود سباع و
877
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 877