responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 805


در اتيان به فساد و ظلم مراعات احدى را نمىنمايد و وقتى مردم اين منكرات را بجا آورند و هر كسى مشتهيات نفسانى خود را تأمين نمود بدون اين كه مراعات احدى را نمايد فساد بين مردم پديد آمده ، برخى بر بعضى جهيده در نتيجه فروج غصب شده و اموال به ناحقّ در تصرف ديگران واقع مىشود خونها ريخته گردد و نواميس اسير شوند ، بعضى برخى را به ناحقّ مىكشند به ناچار دنيا خراب شده و خلائق هلاك گشته و زراعت و نسل تباه مىگردد .
و از جمله آن كه : خداوند عزّ و جلّ حكيم بوده و حكيم متّصف به حكمت نمىشود مگر آن كه جلوى فساد را گرفته و به صلاح امر كرده و از ظلم زجر و از فواحش نهى كند و واضح است كه منع از فساد و امر به صلاح و نهى از فواحش تحقّق نمىيابد مگر بعد از اقرار به خدا و معرفت حاصل كردن به آمر و ناهى ، حال اگر مردم را به حال خود گذارده و از آنها اقرار به خدا مطالبه نشود يا معرفت به آمر و ناهى بر آنها واجب و لازم نگردد ، امر به صلاح و نهى از فساد اساسا ثابت نمىگردد زيرا آمر و ناهى نمىباشد تا امر و نهى صورت گيرد .
و از جمله آن كه : ما مردم را اين طور يافته‌ايم كه گاهى مرتكب فساد شده و با انجام امور باطنى و مستور از خلائق ايجاد تباهى مىنمايند حال اگر اقرار به خدا و ترس از او و ايمان به غيب نباشد احدى را نمىيابيم كه وقتى با شهوتش تنها و خالى ماند مراعات ديگران را كرده و معصيت را ترك نموده و متعرّض هتك حرمت سائرين نگشته و كبائر را مرتكب نشود در نتيجه بين جميع خلائق هلاكت پيدا مىشود . پس قوام خلق و صلاح آنها ممكن نيست مگر به اين كه ايشان به عليم خبيرى كه از سرّ و اخفى مطَّلع بوده و به صلاح امر و از فساد نهى مىنمايد و هيچ امر نهانى از او پنهان نيست اقرار كنند تا بدين وسيله از انواع و انحاء فساد منزجر گردند .
اگر سائلى بگويد : چرا معرفت به رسل و اقرار به آنها و اذعان به طاعت ايشان بر شما واجب شده ؟
در جواب گفته مىشود : بعد از آن كه حقّ تعالى خلائق را آفريد به مجرّد خلقت و اين كه داراى قوا هستند اكتفاء نشد بلكه حقّ جلّ و على خواست با آنها تكلَّم نموده و مشافهة مطلوب خود را با آنها مطرح كند چه آن كه ايشان عاجز هستند از اين كه بدون خطاب خواسته و مطلوب حقّ متعال را احراز كنند و چون حقّ عزّ و جلّ منزّه است از اين كه ديده شود و مباشرتا با آنها سخن گويد و از طرفى خلائق نيز ناتوانند از اين كه او را ظاهرا و آشكارا درك كنند لا جرم هيچ چاره اى نبود از اين كه بين حقّ تعالى و

805

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 805
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست