نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 723
[ كلام مرحوم صدوق در بارهء ماهيت صلح امام حسن ( ع ) ] مرحوم صدوق مىفرمايد : معاويه دروغ مىگفت و ادّعاء محالى نمود ، محققا او از رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بيش از اين مقالات راجع به على عليه السّلام شنيده بود و با اين حال با آن جناب به مقاتله پرداخت و بعد از آن كه حضرت از دنيا مفارقت فرمودند ، معاويه آن جناب را لعن مىكرد و دشنام مىداد و ثبات ملك و قدرتش را در اين مىديد ولى با اين حال كلامى را كه به سعد گفت به خاطر اين بود كه به سعد بفهماند در نشستنش از نصرت على عليه السّلام عذرى ندارد . سؤال اگر قائلى به خاطر حماقت و نادانى خود بگويد : على عليه السّلام از قيام و نهضتش در آن امور بعدا نادم و پشيمان شد و از خونهايى كه ريخته بود اظهار ندامت مىكرد همان طورى كه قيامكنندگان و قاعدين ياد شده اظهار ندامت كردند . جواب در جوابش گفته مىشود : دروغ گفتى و ادّعاى محال نمودى زيرا امام عليه السّلام متعدّد و در مقامات بسيار فرمودند : من امر خود و امر مخالفينم را بسيار زير و رو كرده پس نيافتم و به نتيجه اى نرسيدم مگر اين كه يا بايد با ايشان قتال كنم و يا به آنچه محمّد صلَّى الله عليه و آله آورده كفر بورزم . و از آن حضرت مروى است كه فرمودند : به قتال ناكثين و قاسطين و مارقين مأمور هستم . اين حديث با هيجده طريق از نبىّ مكرّم صلَّى الله عليه و آله روايت شده كه آن حضرت فرمودند : اى على تو با ناكثين و قاسطين و مارقين بايد بجنگى . حال اگر آن جناب كه خود اين حديث را از پيامبر نقل كرده در حضور كسانى كه آن را از نبىّ مكرّم شنيدهاند اظهار ندامت نموده باشد لازمه اش اين است كه هم خود و هم شنوندگان حديث را كه در ميانشان مهاجرين از قبيل عمّار و انصار نظير ابو هيثم را تكذيب نموده باشد . اگر بگويى : باكى نيست از تكذيب مهاجرين و انصار و از دروغ بستن به آنها اجتناب لازم نيست . جواب اين است كه : جايگاه كسى كه ايشان را تكذيب مىكند جهنّم است ، و بايد از اين اعيان و بزرگان مهاجرين و انصار شرم و حيا نمود و چنين نسبتهايى را به ايشان نداد خصوصا عمّار كه پيامبر در باره اش فرمودند : عمّار با حقّ و حقّ با عمّار است ، عمّار با حقّ همراه است هر كجا كه باشد .
723
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 723