نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 679
حديث ( 12 ) احمد بن حسن قطان از ابو سعيد حسن بن على سكرى از ابو عبد الله محمّد بن زكريّا بن دينار غلابى بصرى از على بن حاتم از ربيع بن عبد الله ، وى مىگويد : بين من و عبد الله بن حسن راجع به امامت گفتگو و مباحثه اى واقع شد ، عبد الله بن حسن گفت : امامت در فرزندان امام حسن و امام حسين عليهما السّلام هر دو مىباشد . من گفتم : تا روز قيامت امامت فقط در اولاد امام حسين عليه السّلام مىباشد . عبد الله بن حسن گفت : چگونه امامت فقط در فرزندان امام حسين عليه السّلام باشد نه اولاد امام حسن با اين كه هر دو آقا و سروران اهل بهشت بوده و هر دو در فضل با هم مساوى هستند منتهى امام حسن به خاطر بزرگتر بودن افضل مىباشد و واجب است كه امامت در افضل بوده نه در غير آن . به او گفتم : موسى و هارون هر دو نبىّ بودند و موسى افضل از هارون عليهما السّلام بود ولى با اين حال حقّ عزّ و جلّ نبوّت و خلافت را در فرزند هارون قرار داد نه اولاد موسى و همچنين حقّ تعالى امامت را در فرزندان امام حسين عليه السّلام قرار داده نه اولاد امام حسن عليه السّلام تا سنن امّت گذشته در اين امّت نيز عينا جريان پيدا كند ، بنا بر اين هر جوابى كه راجع به موسى و هارون آوردى همان جواب است در باره امامت فرزندان امام حسين عليه السّلام نه فرزندان حضرت مجتبى عليه السّلام و بدين ترتيب عبد الله بن حسن ساكت شد و مجلس مباحثه به حالت تعطيل درآمد و من محضر مبارك امام صادق عليه السّلام مشرف شدم چون چشم مبارك حضرت به من افتاد فرمود : احسنت اى ربيع در مباحثه اى كه نمودى و با عبد الله بن الحسن به گفتگو نشستى نيكو سخن راندى خدا تو را ثابت نگهدارد . باب صد و پنجاه و هفتم سرّ اين كه چرا بر امّت معرفت ائمه بعد از پيامبر واجب بوده و معرفت به ائمّه قبل از نبىّ صلَّى الله عليه و آله واجب نيست حديث ( 1 ) على بن حاتم رضى الله عنه در نوشته اى كه به من ارسال داشت گفته است : قاسم بن محمّد از حمدان بن الحسين از حسين بن وليد ، از ابن بكير ، از حنّان بن سدير نقل كرده كه وى گفت : محضر مبارك امام صادق عليه السّلام عرض كردم : براى چه مادر توسعه نبوده و حقّ نداريم نسبت به ائمّه بعد از پيامبر صلَّى الله عليه و آله تحصيل معرفت
679
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 679