نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 655
احدى كه در مسجد من نزديك به زنان شده و نه جنب در آن بيتوته كند مگر على عليه السّلام و فرزندان او پس هر كس از اين معنا بد حال شده و بدش آمده است پس آنجا ( با دست مبارك به طرف شام اشاره فرمود ) حديث ( 3 ) مظفّر بن جعفر بن مظفّر علوى رحمة الله عليه از جعفر بن محمّد بن مسعود از پدرش ، از نصر بن احمد بغدادى از محمّد بن عبيد بن عتبه از اسماعيل بن ابان ، از سالم بن ابى عمره ، از معروفت بن خربوذ ، از ابو الطفيل از حذيفة بن اسيد غفارى ، وى مىگويد : نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله ايستاده و خطبه خواندند ، سپس فرمودند : مردانى كه نفسشان راضى نيست از اين كه من على را در مسجد ساكن نموده و آنها را اخراج كردهام بدانند به خدا سوگند من آنها را از مسجد بيرون نكرده و على را ساكن ننمودهام بلكه خداوند آنها را بيرون نموده و على عليه السّلام را در مسجد اسكان داده ، خداوند عزّ و جلّ به جناب موسى و برادرش هارون وحى فرمود كه براى قومشان در مصر خانه هايى بسازند و اين خانه ها را قبله قرار داده و نماز بخوانند ، سپس به موسى امر فرمود كه كسى در مسجدش ساكن نشده و نكاح در آن نكرده و جنب در آن داخل نشود مگر هارون و فرزندان او ، و آگاه باشيد كه على عليه السّلام نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسى است ، او برادر من است نه اهل من ، جايز نيست احدى در مسجد من نكاح كند مگر على و ذريّه او ، حال بدانيد هر كسى كه از اين بدش آمد و اين حكم او را بد حال نموده پس آنجا ( با دست به طرف شام اشاره فرمود ) باب صد و پنجاه و پنجم سرّ اين كه واجب است امام از نظر قبيله و جنس و نسب و خاندان معروف و شناخته شده باشد و بيان اين جهت كه چرا بايد امام اعلم خلائق و سخىترين و شجاعترين و عفيفترين آنها بوده و از تمام گناهان معصوم و بر حذر باشد حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل ، از على بن حسين سعدآبادى ، از احمد بن ابى عبد الله برقى ، از پدرش ، از حسن بن على بن ابى حمزه ، از پدرش نقل كرده كه گفت : ضرار از هشام بن حكم پرسيد : دليل بر امام عليه السّلام بعد از نبىّ صلَّى الله عليه و آله چيست ؟
655
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 655