نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 621
خدا صلَّى الله عليه و آله برايش قرار داده بود منع كرده و وكيلش را كه سالها در آنجا بود بيرون كردى ؟ ابو بكر جواب داد : اين ملك فيء و غنيمت بوده و تعلَّق به همه مسلمانان دارد حال اگر شما شهود عادل داريد كه مال فاطمه عليها السّلام است كه هيچ و الَّا ايشان در اين ملك حقّ ندارد . امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : در باره ما به خلاف آنچه در باره مسلمين حكم مىكنى آيا حكم مىنمايى ؟ ابو بكر جواب داد : خير . حضرت فرمودند : اگر در دست مسلمين مالى باشد و من ادّعاء كنم آن مال تعلَّق به من دارد از چه كسى بيّنه و شاهد مىخواهى ؟ ابو بكر جواب داد : از شما بيّنه مىخواهم . حضرت فرمودند : حال اگر در دست من مالى باشد و مسلمانان ادّعاء آن را بنمايند از من بيّنه و شاهد مىخواهى ؟ ابو بكر سكوت كرد و جوابى نداشت كه بگويد ، عمر گفت : اين ملك فيء و غنيمت مسلمانان بوده و ما با شما خصومتى نداريم . امير المؤمنين عليه السّلام به ابى بكر فرمودند : اى ابو بكر به قرآن اقرار دارى ؟ ابو بكر جواب داد : آرى اقرار دارم . حضرت فرمودند : آيا اين آيه شريفه : * ( إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) * ( خدا چنين مىخواهد كه هر آلودگى را از شما خانواده نبوّت ببرد شما را از هر عيبى پاك و منزّه گرداند ) در شأن ما بوده يا در شأن غير ما نازل شده است ؟ ابو بكر جواب داد : در شأن شماست . حضرت فرمودند : اگر دو شاهد از مسلمين شهادت دهند كه فاطمه عليها السّلام مرتكب فحشاء شده چه خواهى كرد ؟ ابو بكر جواب داد : حدّ بر او جارى مىكنم همان طورى كه بر ديگر زنان از مسلمين حدّ اقامه خواهم نمود . حضرت فرمودند : در اين صورت تو نزد خداوند از كافرين محسوب مىشوى . ابو بكر پرسيد : چرا ؟ حضرت فرمودند : براى اين كه تو شهادت خدا را ردّ كرده و شهادت غيرش را
621
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 621