نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 589
حضرت فرمودند : زيرا حقّ عزّ و جلّ او را از نور عظمت خودش آفريد ، و هنگامى كه نور وجود فاطمه سلام الله عليها درخشيد آسمانها و زمين به نورش روشن شده و ديدگان فرشتگان از شدّت نورش بسته شد و تمام ملائكه حقّ تبارك و تعالى را سجده نموده و عرض كردند : اله و معبود ما ، سرور و مولاى ما ، اين نور چه خصوصيّتى دارد كه اين قدر تابان و روشن است ؟ خداوند متعال به آنها وحى فرمود : اين نور از نور من است كه در آسمان ساكنش كردهام آن را از عظمت خويش آفريدم ، آن را از صلب پيامبرى از پيامبران كه بر تمام انبياء تفضيل و برتريش دادهام خارج نمودهام ، از اين نور پيشوايانى را كه به امر من قيام مىكنند و مردم را به طرف من هدايت مىنمايند بيرون مىآورم ، اين پيشوايان را پس از انقطاع وحى جانشينان خود در روى زمين قرار مىدهم . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه فرمود : سعد بن عبد الله از جعفر بن سهل صيقل ، از محمّد بن اسماعيل دارمى از كسى كه برايش حديث گفته ، از محمّد بن جعفر هرمزانى ، از ابان بن تغلب ، وى مىگويد : محضر امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : اى فرزند رسول خدا براى چه حضرت زهراء سلام الله عليها به زهراء موسوم گرديد ؟ امام عليه السّلام فرمودند : زيرا زهراء سلام الله عليها در روز سه مرتبه با سه نور مختلف براى امير المؤمنين عليه السّلام مىدرخشيد : الف : هنگام نماز صبح كه مردم در فراش و بسترشان بودند نور صورت آن حضرت مىدرخشيد و سفيدى آن نور به اطاقهاى آنها در مدينه مىتابيد و ديوار اطاق و منازل ايشان منوّر به نور سفيد مىشد ، آنها تعجّب مىكردند و محضر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله مشرّف شده و راجع به آنچه ديده بودند از حضرت سؤال مىنمودند پيامبر صلَّى الله عليه و آله آنها را به منزل فاطمه سلام الله عليها مىفرستادند ، ايشان آنجا رفته مىديدند حضرتش در محراب نماز نشسته و نور از محراب و صورت آن بانو ساطع است پس مىفهميدند نورى كه ديده بودند از نور حضرت فاطمه سلام الله عليها مىباشد . ب : نيم روز يعنى ظهر كه مىشد و خانم خود را براى خواندن نماز ظهر ترتيب مىدادند نورى زرد رنگ از صورت آن حضرت مىدرخشيد و زردى نور در حجرات و منازل مردم مىافتاد و بدين ترتيب لباسها و رنگشان زرد مىگرديد ، به نبىّ
589
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 589