نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 583
در آن جماعت اصحاب احدى باقى نماند مگر آن كه رو از سخن ابو ذر برگرداند و قولش را انكار و تكذيب نمود . ابو امامه باهلى از جمع اصحاب محضر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله رسيد و كلام ابو ذر را به سمع آن سرور رساند و بيان كرد كه اصحاب از كلام و سخن او اعراض نموده و تكذيبش كردند . رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمودند : آسمان سبز بر احدى سايه نيفكنده و كره خاك بر روى خود حمل ننموده صاحب لهجه اى را صادقتر از ابو ذر . باب صد و چهل و دوّم سرّ ناميده شدن عليا مخدّره فاطمه سلام الله عليها به فاطمه حديث ( 1 ) احمد بن حسن قطان از ابو سعيد حسن بن على بن حسين سكرى ، از ابو عبد الله محمّد بن زكريا غلابى ، از مخدج بن عمير حنفى از بشر بن ابراهيم انصارى ، از اوزاعى ، از يحيى بن ابى كثير ، از پدرش ، از ابى هريره ، وى مىگويد : فاطمه عليها السّلام را به خاطر اين فاطمه ناميدهاند كه حقّ تعالى محبّ آن حضرت را از آتش جدا مىكند . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه فرمود : على بن ابراهيم ، از محمّد بن عيسى ، از محمّد بن زياد مولى بنى هاشم ، از شيخ ثقه ما به نام نجية بن اسحاق فزارى ، وى مىگويد : عبد الله بن حسن بن حسن گفت : حضرت ابو الحسن عليه السّلام به من فرمودند : چرا فاطمه عليها السّلام را فاطمه گفتهاند ؟ عرض كردم : به جهت آن كه بين آن و اسماء ديگر امتياز و فرق باشد ( عبد الله بن حسن بن حسن توهم كرده بود اين اسم قبلا براى كسى گذارده نشده بود لذا اين جواب را داد ) امام عليه السّلام فرمودند : اين نيز از اسمايى است كه بعضى به آن موسوم بودهاند پس جهتش آن است كه حقّ تبارك و تعالى به تمام حوادث پيش از وقوعشان آگاه و عالم است ، او مىدانست رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در بين اقوام و طوائف ازدواج خواهد نمود و تمامشان طمع دارند كه امر ولايت به وراثت به آنها برسد ، لذا وقتى فاطمه سلام الله عليها متولَّد شد حقّ تعالى نامش را فاطمه گذارد زيرا فرزندانى از آن بانو خارج شده و بارى تعالى امر ولايت را در بين آنها نهاد و بدين وسيله طوائف را از طمعى كه داشتند
583
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 583