نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 565
براى مردم حديث بگو و فتوى بده و علم پدرانت را منتشر نما ، حضرت به آنچه در آن نوشته بود عمل نمود سپس در وقت رحلت صفحه را به امام بعدى تسليم كرد ، آن حضرت مهرش را شكست در آن نوشته بود براى مردم حديث بگو و فتوى بده و پدرانت را تصديق كن و اصلا خوف و هراس نداشته باش مگر از خدا چه آن كه تو در امان خدا و ضمان او هستى ، سپس آن حضرت صفحه را به امام بعد از خود دفع نمود و آن حضرت نيز آن را به امام بعد از خود داد و او نيز به امام بعد و به همين منوال تا روز قيامت بپا شود . باب صد و سى و ششم سرّ اين كه نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله از غنائم جنگى دو سهم به على عليه السّلام دادند با اين كه آن حضرت در مدينه بوده و در جنگ شركت نداشتند حديث ( 1 ) احمد بن حسن قطان از عبد الرحمن بن محمّد حسنى از فرات بن ابراهيم كوفى از على بن محمّد بن حسن لؤلؤى از على بن نوح از محمّد بن مروان ، از ابى داود ، از معاذ بن سالم ، از بشر بن ابراهيم انصارى ، از خليقة بن سليمان جهمى ، از ابى سلمة بن عبد الرحمن ، از ابو هريره وى گفت : هنگامى كه نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله از جنگ به مدينه بازگشتند و على عليه السّلام در شهر باقى مانده و نظارت بر اهل بيت پيامبر داشتند ، رسول خدا غنائم را تقسيم كرده و دو سهم به على عليه السّلام دادند و بعد فرمودند : شما را به خدا و به رسولش سوگند مىدهم آيا در ميدان كارزار سوارى را نديد كه از جناح راست لشكر به مشركين حمله كرد و آنها را فرارى داد سپس برگشت نزد من و گفت : اى محمّد من از غنائم يك سهم دارم كه آن را براى على عليه السّلام قرار دادم و آن سوار جبرئيل عليه السّلام بود ، سپس فرمود : باز شما را به خدا و به رسولش سوگند مىدهم آيا در صحنه نبرد سوارى را نديد كه از سمت چپ لشكر بر آنها حمله برد بعد به سوى من بازگشت و سخن گفت و اظهار كرد : اى محمّد من از غنائم يك سهم دارم كه آن را براى على بن ابى طالب عليه السّلام قرار دادم و آن سوار ميكائيل بود ، بعد نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله فرمودند : به خدا قسم من به على عليه السّلام ندادم مگر سهم جبرئيل و ميكائيل عليهما السّلام را مردم پس از شنيدن اين كلام جملگى صدا به تكبير بلند نمودند .
565
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 565