responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 551


عبّاس مىگويد : در وقتى كه على عليه السّلام انگشتر را به انگشت راست خود مىنمود من مشاهده مىكردم بارى پيامبر با صداى بلند فرمودند : بلال كلاه خود و زرع و پرچم و شمشير ذو الفقار و عمامه سحاب و برد و ريسمان و سياه و سفيد و چوبدستى من كه به آن چوبدستى ممشوق مىگويند را بياور .
عباس مىگويد : به خدا سوگند تا آن ساعت ريسمان و برقه را من نديده بودم ريسمانى بود كه چشمها را خيره مىكرد ، اين ريسمان از ريسمانهاى ابرق بهشتى بود .
پيامبر صلَّى الله عليه و آله فرمودند : اى على ، جبرئيل اين ريسمان را براى من آورد و گفت : اى محمّد اين را در حلقه زره قرار بده و به جاى كمربند از آن استفاده كن .
سپس دو لنگه نعلين عربى را طلب فرمود ، يكى از آن دو وصله دار و ديگرى بدون وصله بود و نيز پيراهنى كه در آن به معراج رفته و آن پيراهنى كه در روز جنگ احد به تن فرموده بودند و همچنين سه عرقچين كه داشتند را طلبيدند ، آنها عبارت بودند از :
عرقچينى كه در سفر به سر مىگذارند ، عرقچينى كه در دو عيد فطر و قربان از آن استفاده مىكردند و عرقچينى كه به سر گذارده و با اصحابشان مىنشستند .
سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمودند : بلال ، آن دو قاطر به نامهاى : شهباء و دلدل و آن دو شتر به اسامى : عضباء و صهباء و آن دو استر يعنى جناح كه درب مسجد نگاهدارى مىشد براى حوائج و نيازمندىهاى مردم مثلا شخصى را كه رسول خدا براى حاجتى به جايى مىفرستادند وى سوار بر آن اسب مىشد و به دنبال مقصود مىرفت ، و حيزوم و اين همان اسبى بود كه پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله به آن خطاب مىكرد وى مىفرمود : * ( اقدام حيزوم ) * يعنى اى حيزوم قدم بردار و جلو برو ، حيوان اجابت مىكرد و حركت مىكرد و آن دراز گوش به نام يعفور را نزد من بياور .
سپس فرمودند : يا على اين مواريث را قبض كن و در زمان حيات و زنده بودن من آنها را بردار تا بعد از من كسى با تو در باره آنها نزاع نكند .
سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند : اوّلين حيوانى كه از اين چهارپايان مرد ، يعفور بود و شرح آن اين است كه هنگامى كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از اين عالم رحلت فرمودند اين حيوان ريسمان مهار خود را قطع كرد و گريخت و پيوسته مىدويد تا به چاه بنى حطمه در قبا رسيد و خود را در آن انداخت و همان چاه قبر آن حيوان گرديد ، سپس امام صادق عليه السّلام فرمودند : اين درازگوش ( يعفور ) با رسول خدا صلَّى الله عليه و آله

551

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 551
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست