responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 531


اهل و فرزند و در آخرت از بهشت مأيوس و ممنوع مىنمود .
عرض كردم : اى پسر رسول خدا ، مگر شما همگى قائم به حق نيستيد ؟
فرمودند : آرى .
عرض كردم : پس چرا خصوص حضرت قائم عليه السّلام را به اين نام خوانده‌اند ؟
فرمودند : هنگامى كه جدّم امام حسين عليه السّلام كشته شد فرشتگان گريستند و ضجّه زده و به درگاه الهى ناليده و گفتند : اى خدا و اى سرور ما آيا از كسى كه برگزيده و فرزند برگزيده و بهترين خلق تو را كشته غافل هستى ؟
خداى عزّ و جلّ به ايشان وحى نمود : اى ملائكه من آرام باشيد قسم به عزّت و جلال خودم از قاتلين او انتقام خواهم گرفت اگر چه در زمان بعد باشد ، سپس ائمّه اى كه از فرزندان امام حسين عليه السّلام هستند را به ايشان نشان داد ، آنها مسرور و خوشحال شدند در بين فرزندان حضرت يكى از آنها ايستاده و نماز مىخواند ، حقّ تعالى فرمود : با اين قائم از قاتلين انتقام خواهم گرفت .
حديث ( 2 ) محمّد بن محمّد بن عصام كلينى مىگويد : محمّد بن يعقوب ، از علان كلينى حديث را به طور مرفوع از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند ، حضرت فرمودند : شمشير امير المؤمنين عليه السّلام را به خاطر اين ذو الفقار ناميدند كه در وسط آن به طول شمشير خطَّى بود شبيه به ستون فقرات پشت ، اين شمشير را جبرئيل از آسمان به زير آورد و دسته آن از نقره بود ، زمانى كه شمشير به زمين فرود آمد منادى از آسمان ندا سر داد : * ( لا سيف الَّا ذو الفقار و لا فتى الَّا على ) * ( شمشيرى نيست مگر ذو الفقار و جوانمردى نيست مگر على عليه السّلام ) .
حديث ( 3 ) پدرم رحمة الله عليه فرمود : سعد بن عبد الله ، از حسن بن على كوفى ، از عبد الله بن مغيره ، از سفيان بن عبد المؤمن انصارى ، از عمرو بن شمر ، از جابر ، وى گفت : مردى خدمت حضرت ابى جعفر عليه السّلام رسيد و من نيز آنجا حاضر بودم عرض كرد : رحمت خدا بر شما باد .
اين پانصد درهم زكات مال من بوده از من گرفته و در موردش صرف فرماييد .
حضرت به او فرمودند : خودت آن را بردار و صرف همسايگان و يتيمها و فقراء و برادران مسلمانت بنما ، دادن زكات به دست امام عليه السّلام زمانى است كه قائم ما ظاهر

531

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 531
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست