responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 519


عبدى از عبد العزيز بن مسلم از يحيى بن عبد الله ، از پدرش ، از ابى هريره ، وى مىگويد : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نماز صبح را با ما خواند سپس با چهره اى گرفته و محزون ايستاد ، ما نيز با او ايستاده و همراهش حركت كرديم تا به منزل حضرت فاطمه صلوات الله عليها رسيديم ، ديدم على عليه السّلام مقابل درب روى زمين بىفرش خوابيده‌اند ، پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله نشستند و شروع كردند خاكها را از پشت مبارك امير المؤمنين عليه السّلام پاك كردن و فرمودند : پدر و مادرم فدايت شوند اى ابو تراب بايست ، سپس دست على عليه السّلام را گرفت و هر دو داخل منزل فاطمه عليها السّلام شدند .
ما اندكى خارج منزل صبر و درنگ كرديم سپس صداى خنده بلند شنيديم ، پس از لحظاتى رسول خدا صلَّى الله عليه و آله با رويى گشاده و خوشحال از منزل بيرون آمدند ، عرض كرديم : يا رسول الله با رويى گرفته و چهره اى محزون داخل منزل شديد و با حالى بر خلاف آن خارج شديد جهتش چيست ؟
حضرت فرمودند : چگونه مسرور و خوشحال نباشم در حالى كه بين دو نفر كه هر دو محبوبترين افراد اهل زمين و آسمان نزد من هستند اصلاح كرده و آشتى برقرار نمودم [1] .
حديث ( 2 ) احمد بن حسن قطان مىگويد : حسن بن على بن حسين سكرى از عثمان بن عمران از عبيد الله بن موسى از عبد العزيز ، از حبيب بن ابى ثابت نقل كرده كه وى گفت : بين حضرت على و عليا مخدره حضرت فاطمه عليهما السّلام سخنى ردّ و بدل شد كه به كدورت بين آنها منجر گرديد ، پس از اين واقعه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله داخل منزلشان شد بسترى براى حضرت پهن شد آن جناب يك پهلو روى بستر آرميدند بعد از آن حضرت فاطمه سلام الله عليها آمدند و در يك طرف رسول خدا صلَّى الله عليه و آله يك پهلو آرميدند و على عليه السّلام نيز وارد شده در طرف ديگر نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله به يك پهلو خوابيدند ، رسول خدا دست امير المؤمنين عليه السّلام را گرفته آن را روى ناف مبارك خويش گذارده و دست فاطمه سلام الله عليها را نيز گرفتند و روى همان موضع قرار



[1] - مترجم گويد : اين گونه از روايات كه ذوات مقدّسه معصومين عليهم السّلام را از نظر عاديات و امور متعارف همچون مردم عادى و معمولى معرّفى نموده‌اند از نظر ما اماميّه مقبول نبوده و ضبط و نقل آنها هم به نظر صحيح نمىآيد مضافا به اين كه ناقلين آنها افرادى از قبيل ابو هريره هستند كه حالشان از نظر علماء رجال معلوم مىباشد و ما چون متن كتاب را ترجمه نموده‌ايم به ناچار اين روايات را نقل كرده‌ايم ولى از مصنّف كتاب انتظار داشتيم كه اين گونه از احاديث را كه به مجعولات اشبه مىباشند نقل نمىكردند .

519

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 519
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست