نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 449
حديث ( 1 ) محمّد بن احمد بن سنانى و على بن احمد بن محمّد دقّاق و حسين بن ابراهيم بن احمد بن هشام مؤدّب و على بن عبد الله ورّاق رضى الله عنهم فرمودهاند : محمّد بن ابى عبد الله كوفى اسدى ، از موسى بن عمران نخعى از عمويش حسين بن يزيد نوفلى ، از على بن سالم ، از پدرش ، از ثابت بن دينار ، وى مىگويد : از حضرت زين العابدين على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام سؤال كردم : آيا خداوند عزّ و جلّ موصوف به مكان مىشود يعنى آيا مىتوانيم بگوييم : در مكانى هست ؟ حضرت فرمودند : خدا منزّه از آن است . عرض كردم : پس براى چه پيامبرش صلَّى الله عليه و آله را به آسمان سير داد ؟ حضرت فرمودند : تا به او ملكوت آسمانها و مصنوعات عجيب و مخلوقات بديعش را نشان دهد . عرض كردم : مقصود و مراد از اين كلام الهى چيست كه مىفرمايد : * ( ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ) * ( سپس نزديك آمد و بر او نازل گرديد به نزديكى دو كمان يا نزديكتر از آن ) حضرت فرمودند : مقصود از فاعل « دنى » رسول خدا صلَّى الله عليه و آله است چه آن كه آن حضرت نزديك به حجابهاى نور شده و ملكوت آسمانها را ديدند سپس سرازير شده و از پائين به ملكوت زمين نگريسته به قدرى خود را نزديك زمين ديدند كه گويا همچون * ( قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ) * يعنى خود را به نزديكى دو كمان يا نزديكتر از آن نسبت به زمين مشاهده فرمود . حديث ( 2 ) حسين بن ابراهيم بن احمد بن هشام مؤدب و على بن عبد الله ورّاق و احمد بن زياد بن جعفر همدانى رضى الله عنهم فرمودند : على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از يحيى بن ابى عمران و صالح بن سندى ، از يونس بن عبد الرحمن نقل كرده كه گفت : محضر ابى الحسن موسى بن جعفر عليها السّلام عرض كردم : براى چه خداوند متعال پيامبرش صلَّى الله عليه و آله را به آسمان عروج داد و از آنجا به سدرة المنتهى و از آنجا به حجابهاى نور برده و در آنجا حضرت با خداى متعال مناجات نمود در حالى كه حقّ تعالى در مكان نيست ؟ حضرت فرمودند : خداوند در مكان نبوده و آفات زمان نيز بر او نمىگذرد ولى در عين حال حقّ عزّ و جلّ خواست به واسطه پيامبرش فرشتگان و ساكنين آسمانها را
449
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 449