نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 327
نقل كرده كه وى گفت : من با يكى از اصحاب وارد بر امام صادق عليه السّلام شديم ، محضرش عرض كردم : اى فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فدايت شوم : گاهى مغموم و محزون شده بدون اين كه سببى برايش سراغ داشته باشم ، جهت آن چيست ؟ حضرت فرمودند : حزن و سرورى كه به شما مىرسد از ناحيه ما است زيرا هر وقت ما محزون يا مسرور شويم به واسطه آن شما نيز محزون و مسرور مىگرديد و جهتش آن است كه ما و شما از يك نور يعنى نور حقّ عزّ و جلّ مىباشيم ، حقّ جلّ و على طينت ما و شما را يكى قرار داده و اگر طينت شما به حال خود واگذارده مىشد به همان نحو كه اخذ و برداشته شده محققا ما و شما يكسان مىبوديم ولى طينت شما با طينت دشمنانتان ممزوج شده و بدين ترتيب از مرحله و مرتبه تساوى با ما خارج شديد و اگر اين معنا اتّفاق نمىافتاد هرگز گناهى از شما سر نمىزند . راوى مىگويد : محضر مباركش عرضه داشتم : فدايت شوم آيا طينت و نور ما به اصل و ابتدائش بر مىگردد ؟ حضرت فرمودند : آرى ، به خدا سوگند . به من بگو اين شعاع درخشان قرص آفتاب وقتى طلوع و ظهور پيدا مىكند آيا به قرص متّصل بوده يا از آن جدا مىباشد ؟ عرض كردم : فدايت شوم ، شعاع جدا از قرص مىباشد . فرمود : وقتى قرص آفتاب غروب نمود و سقوط كرد و زير افق رفت شعاع مگر برنگشته و به آن متّصل نشده همان طورى كه ابتداء و قبل از طلوع متّصل به آن بود ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : به خدا سوگند شيعيان ما همين طور بوده و از نور خدا خلق شده و به همان نور بازمىگردند به خدا سوگند روز قيامت شما به ما ملحق مىشويد و ما به طور قطع شفاعت خواهيم نمود و شفاعتمان پذيرفته مىشود . و به خدا قسم شما نيز شفاعت كرده و شفاعتتان مقبول مىگردد ، و نيست احدى از شما مگر آن كه از جانب چپش دوزخى و از سمت راستش بهشتى بپا مىگردد پس دوستانش را به بهشت و دشمنانش را به دوزخ داخل مىكند .
327
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 327