نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 279
هنگام فرشته اى به او نازل شد و عرضه داشت : خداوند جلّ جلاله مرا به نزد تو فرستاده آنچه مىخواهى مرا به آن امر كن تا برايت انجام دهم . اسماعيل فرمود : مىخواهم تابع حسين عليه السّلام بوده و در آنچه به او انجام مىدهند من نيز دنباله رو آن حضرت باشم . حديث ( 3 ) پدرم رضى الله عنه فرمود : سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن سنان ، از عمّار بن مروان از سماعه ، از ابو بصير ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : اسماعيل رسول و پيامبر بود ، قومش بر او مسلَّط شد ، پوست صورت و سرش را كندند ، رسول و فرستاده اى از طرف پروردگار عالم به نزدش آمد و عرضه داشت : پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد : ديدم آنچه با تو انجام دادند و مرا امر فرموده كه اطاعتت را نمايم ، پس آنچه خواهى به من فرمان بده . اسماعيل فرمود : من در تحمّل مصائب تابع حسين بن على عليهما السّلام هستم . حديث ( 4 ) پدرم رضى الله عنه فرمود : محمّد بن يحيى عطَّار ، از محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى ، از محمّد بن حسين ، از موسى بن سعدان از عبد الله بن قاسم ، از عبد الله بن سنان نقل كرده كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله با شخصى وعده گذارد و فرمود من جنب اين سنگ مىايستم تا تو بيايى ، حضرت ايستادند و حرارت آفتاب شدّت كرد به حدّى كه اصحاب آن حضرت عرض كردند : يا رسول الله جاى خود را عوض كرده به سايه تشريف بياوريد . حضرت فرمودند : من با آن شخص اين جا را وعده گاه قرار دادهام و اگر نيايد تا روز محشر همين مكان مىايستم . باب شصت و هشتم سرّ بيشتر بودن ناس ( مردم ) از بنى آدم
279
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 279