responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 265


انسان ، جنّ ، پرندگان ، وحوش را مسخّر و رام من نموده ، زبان پرندگان را تعليم كرده و از هر چيز مرا بهره مند نموده و علاوه بر اينها آنچه موجب فرح و سرور من از ابتداء روز تا شب مىباشد را نيز فراهم فرموده .
اينك مايلم كه فردا داخل قصر شوم و به بالاترين نقطه آن رفته و به آنچه در تحت قدرت و سلطنتم هست بنگرم از شما مىخواهم كه به احدى اجازه ندهيد كه نزد من آيد و نشاط و سرور مرا به گرفتگى و تارى مبدّل كند .
جملگى عرض كردند : به چشم .
فردا شد ، سليمان عصايش را به دست گرفت و به بلندترين مكان قصرش رفت و به عصا تكيه داد و با نشاطى تمام كه ناشى از داشتن اسباب قدرت و سلطنت بود به آنچه در تحت تصرّفش بود مىنگريست ناگهان نظرش به جوانى نيكو منظر و خوش لباس افتاد كه از گوشه قصر ظاهر شد ، سليمان به او گفت :
چه كسى تو را به قصر راه داد با اين كه من گفته بودم امروز مىخواهم تنها باشم و تو به اذن كى داخل شدى ؟
جوان گفت : صاحب اين قصر مرا راه داد و به اجازه او وارد شدم .
سليمان گفت : صاحب اين قصر البته به آن اولى و سزاوارتر است ، تو كيستى ؟
جوان گفت : من ملك الموت هستم .
سليمان گفت : براى چه آمده اى ؟
جوان گفت : آمده‌ام تا روح تو را قبض كنم .
سليمان گفت : به آنچه امرشده اى عمل كن ، امروز ، روز سرور من بود .
ولى خداى عزّ و جلّ نمىخواهد من بدون ملاقاتش مسرور باشم ، پس ملك الموت سليمان را در حالى كه به عصايش تكيه داده بود قبض روح نمود و جنازه آن حضرت با همان حال كه بر عصا تكيه داده بود براى مدّتى نمايان بود و مردم به آن مىنگريستند و تصوّر مىنمودند او زنده است لذا با هم به اختلاف پرداخته ، برخى مىگفتند : سليمان در طول اين چند روز به عصا تكيه داده و هيچ رنج و ناراحتى نديده ، نه خوابيده و نه آشاميده و نه غذايى تناول كرده و اين تقدير پروردگار متعال است كه بر ما عبادتش لازم و واجب است .
بعضى ديگر مىگفتند : سليمان ساحر بوده و از راه سحر اين طور بما نشان مىدهد كه ايستاده و بر عصا تكيه داده در حالى كه واقعا اين طور نيست .
مؤمنين مىگفتند : سليمان بنده خدا و پيامبر او است و حقّ تعالى به آنچه

265

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 265
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست