نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 263
مور گفت : جهتش آن است كه پدرت داود جراحتش را با « ودّ » و محبّت خدا مداوا نمود پس داود ناميده شد [1] و اميدوارم كه تو به پدرت ملحق شوى . سپس مور گفت : مىدانى چرا از ميان همه موجودات تحت فرمانت باد مسخّر و رام تو گشت ؟ سليمان فرمود : نمىدانم . مور گفت : خداوند عزّ و جلّ مقصودش اين بود كه به تو بفهماند اگر تمام مملكت مسخّر تو شوند زوالشان همچون زوال و رها شدن باد از دست تو است ، در اين وقت بود كه سليمان از سخن مور بخنديد . باب شصت و چهارم سرّ يافت شدن آب و گل در هر كجا كه موريانه باشد حديث ( 1 ) مظفّر بن جعفر بن مظفّر علوى رضى الله عنه مىگويد : جعفر بن محمّد بن مسعود ، از پدرش ، از محمّد بن نصير ، از احمد بن محمّد ، از عبّاس بن معروف از على بن مهزيار ، از احمد بن محمّد بن ابى نصر بزنطى و فضاله ، از ابان ، از ابى بصير ، از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل كرده كه فرمودند : طائفه جنّ از كارى كه موريانه با عصاى سليمان عليه السّلام نمود تشكَّر نمودند لذا موريانه را در هيچ كجا نمىبينى مگر آن كه در آنجا آب و گل يافت مىشود . حديث ( 2 ) احمد بن زياد بن جعفر همدانى رضى الله عنه مىگويد : على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از على بن معبد ، از حسين بن خالد ، از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرّضا عليه السّلام ، از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر ، از پدر گرامش جعفر بن محمّد عليهم السّلام ، حضرت فرمودند : روزى سليمان بن داود عليهما السلام به اصحابش فرمود : خداوند تبارك و تعالى به من سلطنتى داده كه بعد از من زيبنده احدى نيست ، باد ،
[1] - مرحوم مجلسى درج ( 14 ) بحار ص ( 93 ) براى تعليلى كه مور آورده وجوهى ذكر كرده كه از بين آنها بيان ذيل را پسنديده و اختيار فرموده و آن اين است كه : مور به سليمان عرض كرد : پدرت داود وقتى مرتكب ترك اولى شد قلبش مجروح گرديد سپس آن را با « ودّ اللَّه تعالى » و محبّت حضرتش مداوا نمود و به خاطر همين معنا به داود ناميده شد و اين نام مشتقّ است از « الدّواء بالودّ » چه آن كه وى « داوى بالودّ » و تو چون هنوز مرتكب ترك اولى نشده اى به سليمان ناميده شدى پس اين دو علَّت براى دو اسم ، علَّت زائد بودن اسم تو بر اسم پدرت مىباشد .
263
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 263