نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 259
حدّى كه مردم هم عصر و آنان كه بعد از او در اين عالم آمدند جملگى دانستند كه سلطنت آن حضرت هيچ شباهتى به سلطنت سلاطينى كه از ناحيه مردم انتخاب مىشدند يا مالكينى كه با ستم و ظلم بر مردم غالب مىگردند نداشت . سپس على بن يقطين مىگويد : محضر مبارك امام عليه السّلام عرض كردم : كلام رسول خدا صلَّى الله عليه و آله كه فرمودهاند : خدا برادرم سليمان بن داود را رحمت كند چقدر بخيل بود ! را چطور توجيه كرده و مقصود از آن چيست ؟ امام عليه السّلام فرمودند : جمله : چقدر بخيل بود را مىتوان به دو معنا حمل كرد : الف : مراد پيامبر صلَّى الله عليه و آله اين باشد كه جناب سليمان چقدر در مقام عرض حاجت به درگاه الهى و دعا كردن بخل ورزيده و كلام سوئى كه اهل بخل به كار مىبرند را ايراد نموده نه آن كه جنابش متّصف به صفت بخل كه از رذائل است باشد ، بنا بر اين طبق اين توجيه اعتراض به استعمال جمله دعايى جناب سليمان است نه اخبار از وجود رذيله بخل در آن حضرت . ب : مقصود حضرت صلَّى الله عليه و آله اين باشد كه اگر جناب سليمان از جمله دعايى معنايى را كه جهّال اراده مىكنند قصد كرده باشد جا دارد بگوييم چقدر بخيل مىباشد و چون آن معنا را قصد نكرده پس بخيل هم نبوده . سپس امام عليه السّلام فرمودند : به خدا سوگند آنچه به سليمان داده شده و آنچه به وى اعطاء نشده بود را خداوند بما ارزانى داشته بلكه آنچه را كه حقّ عزّ و جلّ به هيچ يك از انبياء نداده به ما داده است . بعد از آن امام عليه السّلام در مقام مقايسه جناب سليمان عليه السّلام با وجود مبارك پيامبر اسلام صلَّى الله عليه و آله مىفرمايد : حقّ عزّ و جلّ در باره قصّه سليمان مىفرمايد : * ( هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * ( اين نعمت سلطنت و قدرت ، عطاى ما است اينك به هر كه خواهى بده و از هر كس خواستى منع نما ) و در باره قصّه پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله مىفرمايد : * ( ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه وَما نَهاكُمْ عَنْه فَانْتَهُوا ) * ( آنچه را كه رسول برايتان آورده بگيريد و آنچه را كه از آن نهى نموده ترك كنيد )
259
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 259