نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 255
حديث ( 1 ) پدرم مىفرمايد : على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از محمّد بن ابى عمير ، از هشام بن حكم [1] ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل نموده كه آن جناب فرمودند : ملك الموت نزد موسى بن عمران عليه السّلام آمد و بر آن جناب سلام نمود ، حضرت فرمود : كيستى ؟ ملك الموت گفت : من ملك الموت هستم . موسى عليه السّلام فرمود : چه حاجت دارى ؟ گفت : براى قبض روحت آمدهام . موسى عليه السّلام فرمود : از كجا روحم را قبض مىكنى ؟ گفت : از دهانت . موسى فرمود : چگونه از دهانم قبض روح مىكنى و حال آن كه با پروردگارم سخن گفتهام ؟ ! گفت : از دو دستت . موسى فرمود : چگونه از دستهايم قبض روح مىكنى و حال آن كه با آنها تورات را حمل كردهام ؟ ! گفت : از دو پايت . موسى فرمود : چگونه از پاهايم قبض روح مىكنى و حال آن كه با آنها به طور سينا رفتهام ؟ ! امام عليه السّلام فرمودند : سپس ملك الموت اعضاء و جوارح ديگرى غير از اينها را شمرد و از موسى جوابى شنيد ، بالاخره گفت : من مأمور شدهام كه تو را رها كرده تا خودت اراده مرگ و قبض روحت را بكنى پس موسى عليه السّلام مدّتى درنگ كرد و سپس به شخصى گذشت كه قبرى مىكند ، به او فرمود : مىخواهى بركندن اين قبر تو را كمك كنم ؟ آن شخص عرض كرد : بلى . امام عليه السّلام فرمودند : موسى عليه السّلام وى را كمك كرد تا قبر كنده شد و لحد آماده گشت آنگاه آن شخص خواست طاق و از در لحد بخوابد تا ببيند چطور است ، موسى عليه السّلام به او فرمود : من مىخوابم پس موسى عليه السّلام در لحد خوابيد بلافاصله جايگاه خود را در بهشت مشاهده كرد ( راوى به طور ترديد مكان من الجنّه يا منزله
[1] - هشام بن الحكم الكندى ، مرحوم علَّامه در خلاصه فرموده : وى ثقه و حسن التّحقيق بوده است .
255
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 255