نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 201
حديث ( 1 ) محمّد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى رضى الله عنه مىگويد : احمد بن محمّد بن سعيد همدانى مولاى بنى هاشم از منذر بن محمّد از اسماعيل بن ابراهيم خزّاز ، از اسماعيل بن فضل هاشمى نقل كرده كه وى گفت : محضر امام جعفر بن محمّد عليها السّلام عرض كردم : مرا خبر دهيد از يعقوب عليه السّلام كه وقتى فرزندانش به او عرض كردند : * ( يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئِينَ ) * ( اى پدر براى ما طلب آمرزش كن زيرا ما خطا نمودهايم ) چرا به ايشان فرمود : * ( سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي ) * ( به زودى از پروردگارم براى شما طلب آمرزش خواهم نمود ) يعنى چرا طلب آمرزش را تأخير انداخت و في الفور آنها را نبخشيد . و نيز وقتى برادران يوسف به حضرتش عرضه داشتند : * ( تَا لله لَقَدْ آثَرَكَ الله ) * . . . ( به خدا سوگند حقّ تعالى تو را بر ما برگزيد و ما خطا كار مىباشيم ) چرا جناب يوسف فرمود : * ( لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ الله لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ) * ( امروز هيچ سرزنشى بر شما نيست ، خدا شما را خواهد آمرزيد زيرا او مهربانتر از هر مهربانى است ) پس بدون درنگ از خطاء آنها درگذشت و آن را به تعويق نيانداخت ؟ امام عليه السّلام فرمودند : جهتش آن است كه قلب جوان نازكتر از قلب پير است از اين رو يوسف بدون درنگ از خطاء برادرانش گذشت ولى يعقوب عفو و گذشت را به تأخير انداخت . و نيز برادران يوسف نسبت به يوسف مستقيما جنايت كردند ولى در حقّ يعقوب جنايتشان به خاطر جنايت بر يوسف بوده لا جرم يوسف نسبت به حقّ خودش مبادرت به عفو نمود امّا يعقوب چون گذشتش در واقع عفو از حقّ غير بوده نه از حقّ خود به ناچار آن را تا سحر شب جمعه تأخير انداخت و اين امر طبيعى است كه انسان از حقّ خود به سرعت مىتواند بگذرد امّا راجع به حقّ ديگرى جاى تأخير دارد . سپس مرحوم صدوق مىفرمايد : و امّا علَّت اين كه يوسف برادرانش را شناخت ولى آنها وى را بجا نياوردند : از محمّد بن عبد الله بن محمّد بن طيفور شنيدم كه در ذيل فرموده خداى عزّ و جلّ :
201
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 201