responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 185


خداى عزّ و جلّ نيز امر را به اختيار او موكول فرمود [1] ولى پيامبر خدا حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله به خيار و صلاح در واقع ملتجى شده و بدين ترتيب از اختيار و برگزيدن دورى جسته و دعاء احتياج و فقر نموده و بر سبيل اضطرار به درگاه خداى عزّ و جلّ عرضه داشت : يا مقلَّب القلوب و الابصار ( اى تغيير دهنده دلها و ديده ها ) ثبّت قلبى على طاعتك ( دل مرا بر طاعت خودت ثابت بدار ) فعوفى من العلة و العصم ( پس از هر بيمارى و لغزش مصون بماند ) .
چون حضرت واگذار به حقّ تبارك و تعالى نمود ، بارى تعالى نيز دعايش را به احسن وجه مستجاب نمود يعنى ظاهرا و باطنا از هر لغزشى آن حضرت را محفوظ و مصون داشت .
و نيز از محمّد بن عبد الله بن محمّد بن طيفور شنيدم كه در ذيل قول جناب يعقوب عليه السّلام : * ( هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْه إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيه مِنْ قَبْلُ ) * ( يعقوب گفت : آيا من همان قدر در باره اين برادر به شما مطمئن و ايمن باشم كه در باره يوسف بودم ) .
فرمود : اين كلام يعقوب عليه السّلام مثل فرموده نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله است كه مىفرمايد :
* ( لا يلسع المؤمن من جحر مرّتين ) * ( مؤمن از يك سوراخ دوباره گزيده نمىشود ) پس معناى كلام جناب يعقوب فرموده نبىّ اكرم صلَّى الله عليه و آله مىباشد چه آن كه يعقوب راجع به يوسف وقتى اعتماد به حفاظت و رعايت برادران يوسف كرد و وى را در پناه ايشان قرار داد آنها به يعقوب خيانت كرده و يوسف را در قعر چاه انداخته و بعد كه به وسيله كاروانيان از چاه بيرون آورده شد او را به آنها فروختند ولى نسبت به پسر دوّم جناب يعقوب اعتماد به خداى عزّ و جلّ كرد و وى را در پناه حقّ تبارك و تعالى قرار داد و گفت : خدا بهترين نگهبان است در نتيجه حضرت حقّ جلّ و علا او را بر اريكه قدرت نشاند و يوسف را به او باز گرداند و مردم را از محنت رها نمود و اسباب رفاه و راحتى را بر ايشان فراهم كرد و اساسا نتيجه اعتماد به غير خدا و ديگران را بر حضرتش مقدّم داشتن منفى بوده و به عكس او را ملجأ و پناه قرار دادن و در تمام امور به حضرتش رجوع نمودن ثمره مطلوب و مثبتى دارد .



[1] - در مقام بحث دو عنوان وجود دارد : خيار و اختيار ، مقصود از خيار آن است كه امرى در واقع به خير و صلاح انسان باشد و شخص بدون اعمال نظر و برگزيدن امرى از خداى منّان همان خير واقعى را كه خدا به صلاحش مىداند بخواهد ولى اختيار آن است كه به تحريك نفس امرى را كه شخص خير مىداند برگزيند بدون اين كه امر را واگذار به صلاح خدا كند و جناب يوسف در باره داخل شدن به زندان از اختيار استفاده نمود نه از خيار كه اولى از اختيار است .

185

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 185
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست