responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 171


رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمودند : من و انبياء قبل از من و مؤمنين پيوسته مبتلا به كسى شده و مىشويم كه آزارمان مىدهد و اگر مؤمن بالاى كوهى باشد محقّقا حقّ تعالى براى او شخصى را آماده مىكند كه آزارش دهد تا بدين وسيله اجر و ثواب ببرد . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايند :
از زمانى كه مادر مرا زاييد پيوسته من مظلوم بودم حتى زمانى پيش مىآمد كه چشم درد به عقيل عارض مىشد و وى به ديگران مىگفت : مرا ترك نكنيد و وانگذاريد مگر آن كه على را ترك كنيد ، پس مرا ترك كرده و تنها مىگذارند ، با اين كه رمد و چشم دردى در من نبود .
باب چهل و يكم سرّ امتحانى كه خداى عزّ و جلّ يعقوب عليه السّلام را نمود و وى را مبتلا ساخت به آنچه يوسف در خواب ديد حديث ( 1 ) محمّد بن موسى بن متوكَّل رضى الله عنه مىگويد : عبد الله بن جعفر حميرى ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب از مالك بن عطيّة ، از ثمالى ، وى مىگويد :
نماز صبح روز جمعه را در مدينه با حضرت على بن الحسين عليهما السّلام خواندم و وقتى آن حضرت از نماز و تسبيحات فارغ شدند از جا برخاسته و به اتّفاق به طرف منزل آن جناب رفتيم ، به درب منزل حضرت كه رسيديم كنيز خود به نام سكينه را صدا زده و به او فرمودند : هر سائلى كه از درب منزل من عبور كرد حتما به او طعام بدهيد چه آن كه امروز ، روز جمعه مىباشد .
كنيز عرضه داشت : هر سائلى كه مستحق نيست ؟
حضرت فرمودند : مىترسم برخى از سائلين مستحق بوده و ما به آنها طعام نداده ردّشان كنيم پس آنچه به يعقوب نازل شد به ما اهل بيت نيز نازل گردد ، بنا بر اين به هر سائلى اطعام كنيد و حتما او را بهره مند نماييد ، جناب يعقوب هر روز قوچى را سر مىبريد و از آن تصدّق مىنمود و خود و عيالش نيز از آن تناول مىكردند ، شب جمعه اى هنگام غروب در وقتى كه حضرت يعقوب مىخواستند افطار كنند سائلى مؤمن كه روزه دار و مستحق بود به خانه آن حضرت عبور كرد و فرياد زد : سائلى غريب و گرسنه را از زيادى طعام خود بدهيد .

171

نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 171
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست