نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 167
حديث ( 1 ) احمد بن حسين قطان مىگويد : حسن بن على سكرى از محمّد بن زكريّا جوهرى از جعفر بن محمّد بن عمارة از پدرش ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : يعقوب و عيص دو قلو بودند ، ابتداء عيص و سپس يعقوب متولَّد شد لذا يعقوب به اين نام موسوم شد چون به عقب و دنبال برادرش عيص از رحم مادر خارج گرديد . يعقوب همان اسرائيل بود و معناى اسرائيل عبد الله است زيرا كلمه « اسرا » يعنى عبد و « ايل » يعنى الله عزّ و جلّ و حديث ( 2 ) در خبر ديگر آمده « اسرا » يعنى قوّت و « ايل » يعنى الله عزّ و جلّ پس معناى « اسرائيل » قوّة الله عزّ و جلّ مىباشد . حديث ( 3 ) ابو محمّد عبد الله بن حامد مىگويد : ابو صالح خلف بن محمّد بن اسماعيل الخيام البخارى به گفته خودش حديث را در بخارا بر وى قرائت كردند و او شنيد و اقرار به آن كرد وى گفت : ابو عبد الله محمّد بن على بن حمزه انصارى از عبد الرحمن بن ابراهيم دمشقى دحيم از بشر بن بكر نفيسى ، از ابى بكر بن ابى مريم ، از سعيد بن عمرو انصارى از پدرش ، از كعب الأخبار حديث طويلى را نقل كرده كه در ضمن آن مىگويد : اسرائيل را به خاطر اين اسرائيل الله ناميدند كه يعقوب در بيت المقدس به خدمت مشغول بود و اوّلين كسى بود كه به آن داخل شده و آخرين نفرى بود كه از آن بيرون مىرفت ، وى قناديل و چراغهاى بيت را روشن مىكرد و صبح مشاهده مىكرد كه چراغها خاموش شدهاند ، شبى در مسجد بيت المقدس ماند و چراغها را زير نظر داشت تا ببيند چطور خاموش مىشوند ، ناگهان جنّ را ديد كه چراغها را خاموش مىكند ، يعقوب او را گرفت و اسير نمود و به يكى از ستونهاى مسجد بست در بامداد كه هوا روشن شد مردم جنّ را ديدند كه اسير يعقوب گرديده و چون نام جنى « ايل » بود از اين رو به يعقوب اسرائيل گفتند . اين حديث طولانى است و ما مورد احتياج از آن را در اين جا نقل كرديم و تمام آن را در كتاب نبوّت آوردهايم .
167
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 167