نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 159
مشرف شد و عرض كرد : يا امير المؤمنين خبر به من دهيد كه اصحاب رسّ در چه عصرى بوده و منازل و خانه هايشان در كجا و سلطانشان چه كسى بوده است ؟ آيا حقّ عزّ و جلّ پيامبرى به سوى آنها فرستاده يا نه ؟ و بيان فرماييد به واسطه چه هلاك شدند چه آن كه در كتاب خداى عزّ و جلّ ذكرشان به ميان نيامده و در هيچ كجا خبرى از آنها نيافتهام . حضرت على عليه السّلام فرمودند : سؤالى كردى كه قبلا احدى آن را نكرده و بعد از من كسى شرح و توضيح آن را برايت نخواهد داد و هيچ آيه اى در قرآن شريف نيست مگر آن كه من به تفسيرش واقف و آگاه بوده و مىدانم در چه مكانى ، صحرا يا كوه و در چه زمانى ، شب يا روز نازل شده است و در حالى كه به سينه مبارك اشاره مىنمود فرمود : در اين جا علم بسيار و زيادى مىباشد ولى طالبين آن كم بوده و وقتى مرا از دست دادند انگشت ندامت به دندان مىگزند . اى برادر تميمى قصّه و حكايت اصحاب رسّ چنين است : ايشان گروهى بودند كه درخت صنوبر را مىپرستيدند ، به اين درخت ، شاه درخت گفته و يافث بن نوح آن را كنار چشمه اى موسوم به روشاب كاشته بود كه اين چشمه بعد از طوفان براى نوح جوشيد . و امّا ايشان را به اين جهت اصحاب رسّ ناميدند كه پيامبرشان را در زمين پنهان كردند و اين قضيّه بعد از جناب سليمان بن داود عليهما السّلام بود . دوازده روستا و قريه داشتند كه در كنار نهرى به نام رس قرار داشته و از بلاد مشرق زمين محسوب مىشدند و اين گروه به نام رود موسوم شده بودند و در آن روز روى كره زمين رودى بزرگتر و پر پرآبتر و شيرينتر و قوىتر از آن وجود نداشت چنانچه روستا و قريه اى زيادتر و آبادتر از اين دوازده روستا وجود نداشت نام يكى : آبان و ديگرى : آذر و سوّمى : دى و چهارمى بهمن و پنجمى اسفنديار و ششمى برودين و هفتمى اردىبهشت و هشتمى ارداد و نهمى مرداد و دهمى تير و يازدهمى مهر و دوازدهمى شهريور بود . و بزرگترين شهرهاى ايشان ، اسفنديار يعنى همان شهرى بود كه سلطانشان در آن مستقر شده بود سلطان ايشان موسوم به تركوذ بن غابور بن يارش بن سازن بن نمرود بن كنعان بود ( نمرود بن كنعان همان فرعون معاصر با حضرت ابراهيم عليه السّلام است ) . چشمه مزبور و درخت صنوبر در همين شهر بوده و در هر يك از آن روستاها و
159
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 159