نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 147
حديث ( 1 ) پدرم عليه الرّحمه مىفرمايد : سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن ابى عمير ، از حفص بن بخترى از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب در ذيل فرموده حقّ عزّ و جلّ كه مىفرمايد : * ( وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى ) * فرمودند : جناب ابراهيم عليه السّلام وقتى صبح و شام مىكرد مىگفت : اصبحت و ربّى محمود ( صبح كردم در حالى كه پروردگارم ستوده شده است ) اصبحت لا اشرك با لله شيئا ( صبح كردم در حالى كه اصلا براى خدا شريك قائل نيستم ) و لا ادعو مع الله إلها آخر ( و با خدا معبود ديگرى نمىخوانم ) و لا اتّخد من دونه وليا ( و غير از خدا ولى ديگرى اخذ نمىكنم ) فلذا به واسطه آن به عبد شكور موسوم گرديد . < فهرس الموضوعات > باب سى و چهارم سرّ اين كه اسماعيل عليه السّلام مادرش را در حجر [1] دفن نمود < / فهرس الموضوعات > باب سى و چهارم سرّ اين كه اسماعيل عليه السّلام مادرش را در حجر « 1 » دفن نمود حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن الصفّار ، از عبّاس بن معروف [2] ، از على بن مهزيار ، از حسن بن سعيد ، از على بن نعمان از سيف بن عميره [3] ، از ابى بكر حضرمى از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند : اسماعيل عليه السّلام مادرش را در حجر دفن كرد و قبرش را مرتفع قرار داد و بر روى آن ديوارى بنا نمود تا زير پا لگدمال نشود . < فهرس الموضوعات > باب سى و پنجم سرّ اين كه اسبها « جياد » يعنى نيكوها گفته مىشود < / فهرس الموضوعات > باب سى و پنجم سرّ اين كه اسبها « جياد » يعنى نيكوها گفته مىشود حديث ( 1 ) محمّد بن على ماجيلويه [4] ، از عمويش محمّد بن ابى القاسم ، از احمد بن
[1] - كلمه « حجر » به كسر حاء و سكون جيم مكانى است در نزديكى كعبه و حاجىها در موقع طواف بايد آن را در طواف خود داخل كنند يعنى از پشت آن دور بزنند . [2] - عباس بن معروف ، قمى ثقه و صحيح الحديث مىباشد . [3] - سيف بن عميره نخعى ، كوفى و ثقه است و از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند و از اصحاب امام كاظم عليه السّلام محسوب مىشود ، در باره اش گفتهاند واقفى مذهب بوده . [4] - محمّد بن على ماجيلويه قمّى ، از كلام مرحوم علامه استفاده مىشود كه وى ثقه است چنانچه مرحوم فاضل جزائرى نيز ايشان را توثيق كرده و مرحوم مصنّف ( صدوق ) بدون واسطه از وى زياد نقل حديث نموده است و به فرموده ممقانى در رجال وى از مشايخ اجازه صدوق بوده و همين معنا ما را از توثيق مستغنى مىسازد .
147
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 147