نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 105
برخى از بعضى برتر هستند چنانچه به تفاضل و تفاوت بين صاحبان فضل از بشر نيز اعتراف دارند . و آنان كه ملائكه و فرشتگان را جنسى از مخلوقات حقّ عزّ و جلّ دانسته و گفتهاند : در اين جنس كمتر عاصى يافت شده و به طور نادر برخى اهل طغيان و سركشى شدهاند همچون هاروت و ماروت و يا ابليس ملعون چه آن كه ابتلاء و آزمايش بين افراد اين جنس كمتر صورت گرفته است : اين گفتار سبب نمىشود كه فاضل از اين جنس را از فاضل بشر افضل و برتر بدانيم با اين كه مىدانيم خداوند عزّ و جلّ فرشتگان را در بهشت جاودان كه در آن حزن و غم و بيمارى و مرض و فقر نمىباشد خادمين انسانها قرار داده است . مقاله قائلين به افضليّت فرشتگان ايشان گفتهاند : اساسا هيچ فرشته اى را سراغ نداريم كه اهل عصيان و طغيان باشد و امّا راجع به هاروت و ماروت و ابليس جواب اين است كه : حسن بصرى مىگويد : هاروت و ماروت دو مرد درشت و سختى بودند از اهل بابل و اساسا از جنس فرشته نبودند . و امّا ابليس : وى از طائفه جنّ بوده نه ملك و بدين ترتيب اين استدلال نيز مثبت مدّعا نمىباشد . مقاله قائلين به افضليّت انبياء و حجج عليهم السّلام ايشان فرمودهاند : قول حسن بصرى نادر و بر خلاف كلام تمام مفسّرين اسلام بوده و موجب آن نيست كه واقع بر طبق نظريّه او باشد و اين نكته معلوم است كه مستثنى بايد از جنس مستثنى منه باشد لذا استثناء ابليس از فرشتگان در آيه شريفهء « * ( وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَاسْتَكْبَرَ ) * » دليل است بر اين كه ابليس از جنس فرشتگان مىباشد . و نيز واضح و روشن است كه جنّ را به اين جهت جنّ ناميدهاند كه به چشم نمىآيد مگر در وقتى كه بخواهد قدرتى را كه حقّ تعالى به او داده در معرض نمايش بگذارد ، بارى ابليس از صفوف ملائكه و از جنس آنها است و به همين ملاحظه از آنها استثناء شده و الَّا در كلام عرب و از نظر قواعد ادب صحيح نيست كسى بگويد : جاءت الابل كلَّها الَّا حمارا ( تمام شتران آمدند مگر درازگوش ) و وجه عدم صحّت آن همين است كه « حمار » در صف « ابل » داخل نمىباشد و نيز نمىتوان گفت :
105
نام کتاب : علل الشرايع ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 105