نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 188
« زير آن زمين يا ديوار گنجى براى ايشان نهاده است ، گفت به خداى سوگند : آن گنج زر و سيم نبوده ؛ بلكه تختهيى بود كه چهار پند در آن نوشته بود : همانا من خداى يگانه هستم و محمد فرستادهء من است ؛ در شگفتم از كسى كه به مرگ ايمان دارد چگونه شادمانى كند ؟ در شگفتم از كسى كه به شمار و قيامت ايمان دارد چگونه مىخندد ؟ . در شگفتم از كسى كه به سرنوشت ايمان دارد چگونه از روزى رساندن خدا در شك و ترديد است ؟ . در شگفتم از كسى كه جهان را ديد منكر سراى جاويدان است ؟ » . < فهرس الموضوعات > به چهار تن درود مفرستيد < / فهرس الموضوعات > ترجمهء ( 520 ) به چهار تن درود مفرستيد . جناب على گفته : پيامبر نهى كرد كه به چهار تن سلام كنند : به مست هنگام مستى ، به آنكه مجسمه ساز است ، به آنكه نرد باز است . به آنكه بازى چهارده كند . و من پنجمى مىافزايم به آنكه شطرنج باز است » . < فهرس الموضوعات > چهار چيز روى را روشنى دهد < / فهرس الموضوعات > ترجمهء ( 521 ) چهار چيز روى را روشنى دهد - امام صادق گفته : « چهار چيز روى را روشنى دهد : نگرستن بر روى زيبا ، آب روان و سبزه و سرمهكشيدن هنگام خفتن » . < فهرس الموضوعات > دوست داشتهترين ياران نزد خدا چهاراند < / فهرس الموضوعات > ترجمهء ( 522 ) دوست داشتهترين ياران نزد خدا چهاراند - پيامبر گفته : « محبوبترين همراهان در سفر نزد خدا چهاراند و اگر از هفت بيشتر شوند جنجال ايشان فراوان باشد » . < فهرس الموضوعات > در قيامت آتش بر چهار تن روا نيست < / فهرس الموضوعات > ترجمهء ( 523 ) در قيامت آتش بر چهار تن روا نيست - پيامبر گفته : « خواهيد به شما خبر دهم كه فرداى قيامت آتش بر چه كسانى روا نيست ؟ گفتند آرى . گفت : به انسان فروتن ؛ نزديك به اجتماع ، سازگار با مردم ، صاف و ساده » .
188
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 188