نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 259
داشتن براى آنكه از غير خدا ترسيدن موجب بازگشت از دين حق است و سهل انگارى در عمل تا آنكه مرگش فرا رسد و اگر آرزو نبود آدمى موقعيت خود را نيكو ميديد و اگر بواقعيت خود آشنا ميشد از ترس و وحشت ميمرد و شعبههاى كينه ورزى كبر است و فخر و ننگ داشتن و پشتيبانى از خويشاوند ، كسى كه كبر ورزد از حق رو گردان شود و كسى كه فخر كند نابكار شود و آنكه از پذيرش حق ننگ داشته باشد بجان خود زيان زده است و هر كس را كه پشتيبانى از خويشاوندان گريبان گير شود ستم كند چه كار بدى است كارى كه نتيجه اش كبرورزى و روگردانى از حق و نابكارى و ستمگرى است و شعبههاى طمع چهار است : شادى و سرمستى و ستيزه گرى و فزونطلبى ، شادى خدا را خوش آيند نيست و سرمستى تكبر و گردن فرازى است و ستيزه گرى بلائى است كه آدمى را بناچار گرفتار دامهاى گناه ميكند و فزونطلبى بازى و سرگرمى است و عوض كردن است آنچه را كه پست است با آنچه نيكو است اين است نفاق و ستون و شعبههاى او . ( نجدهء حرورى نامه اى به ابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد ) 75 - امام صادق ( ع ) فرمود : نجدهء حرورى نامه اى بابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد : آيا رسول خدا زنها را بجبههء جنگ ميبرد و از غنيمت جنگى سهمى به آنان مىداد ؟ و مصرف خمس چيست ؟ و يتيم چه وقت يتيمىاش پايان مىيابد ؟ و كشتن كودكان كفار ، ابن عباس در جوابش نوشت : اما پرسشات در بارهء زنان ، رسول خدا چيز اندكى بآنان ميداد ( يا آنكه بهمراه خود بيرون مىبرد ) و آنان را بكار
259
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 259