responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 225


راستان گويند اين بجز فرشته ءاى مقرب و يا پيغمبرى مرسل نباشد پس آواز دهنده اى آواز دهد اين نه فرشتهء مقرب است و نه پيغمبر مرسل بلكه على بن ابى طالب است كه برادر رسول خدا است در دنيا و آخرت ( چهار چيزى كه پيره زال بنى اسرائيل از موسى خواست ) 21 - امام هفتم ( ع ) فرمود : ماه بر بنى اسرائيل طلوع نكرد خداوند جل جلاله بموسى ( ع ) وحى كرد كه مىبايست استخوانهاى يوسف را از مصر بيرون كنى تا ماه برآيد ، موسى چون خواست استخوانهاى يوسف را بيرون كند پرسيد : كسى جاى آن را مىداند ؟ گفتندش پيره زالى اينجا است كه مىداند كس بدنبالاش فرستاد ، پيره زنى را آوردند كه زمين گير و كور بود موسى گفتش جاى قبر يوسف را مىشناسى گفت : آرى فرمود : جايش را بمن نشان بده گفت : نشانش ندهم تا چهار چيز مرا دهى پايم را از زمينگيرى رها كنى و جوانيم را بمن بازگردانى و چشمهايم بمن بازگردانى و مرا در بهشت با خودت همنشين سازى امام هفتم فرمود : اين خواسته‌ها بر موسى گران آمد خداى جل جلاله وحىاش فرستاد كه اى موسى آنچه ميخواهد او را بده كه بعهدهء من ميدهى موسى خواسته‌هاى او را انجام داد او نيز جاى قبر يوسف را نشان داد پس موسى يوسف را از كنار رود نيل كه در ميان صندوقى از مرمر بود بيرون آورد چون او را بيرون آورد ماه برآمد پس جنازهء يوسف را بشام برد و از اين رو يهودان مردگان خويش را بشام مىبرند .
شرح :
شايد طلوع نكردن ماه بواسطه تراكم ابرها بوده كه پس از بيرون آوردن استخوانهاى يوسف ابرها برطرف شده و ماه در آمده است .

225

نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق    جلد : 1  صفحه : 225
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست