نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 175
كند فرمود : چون عبد الله متولد شد با بودن رسول خدا در صلب عبد الله نميتوانست او را قربانى كند بهمين جهت ده شتر آورد و قرعه بنام آن ده شتر و عبد الله زد قرعه بنام عبد الله در آمد پس ده شتر ديگر افزود و همين طور قرعهها بنام عبد الله در مىآمد و عبد المطلب هر نوبت ده شتر مىافزود چون عدد شتران بصد رسيد قرعه بنام شتران درآمد عبد المطلب گفت : با پروردگار خودم بانصاف رفتار نكردم قرعهها را تا سه بار تكرار كرد و هر سه نوبت قرعه بنام شتر بيرون مىآمد پس عبد المطلب گفت : الان دانستم كه پروردگارم راضى شد و شتران را نحر كرد . ( در به سه خاصيت هست ) 199 - شهاب بن عبد ربه گويد : شنيدم امام صادق ميفرمود : كه زبير به نزد پيغمبر آمد و بهى بدست داشت رسول خدايش فرمود : اى زبير اين چيست كه بدست دارى ؟ عرض نمود : يا رسول الله اين يك دانه به است فرمود : اى زبير به بخور كه در آن سه خاصيت است عرض كرد : يا رسول الله آن خواص چيست ؟ فرمود : دل را شاد ميكند و بخيل را سخى طبع مىسازد و ترسو را دلير ميكند . مصنف اين كتاب ( رضي الله عنه ) گويد : از استاد خود محمد بن الحسن شنيدم كه از امام صادق روايت ميكرد كه فرمود : زبير از ما اهل بيت بود تا آنگاه كه جوجه اش ( عبد الله ) بزرگ شد و او را از عقيده اش منحرف ساخت .
175
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 175