نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 128
است شرابخوارگى كه دام شيطان است و پولدوستى كه تير شيطان است پس هر كه زن دوست باشد از زندگانى بهره مند نشود و هر كه ميگسار باشد بهشت بر او حرام گردد و هر كه پول دوست باشد بندهء زر خريد دنيا است و فرمود : كه عيسى بن مريم گفت : پول زر بيمارى دين است و دانشمند دينى پزشك معالج و هر گاه ديديد پزشك خود را دردمند ميسازد باو بدبين باشيد و بدانيد كه خير خواه ديگرى نتواند بود . ( مرد مسلمان را سه دوست است ) 92 - امير المؤمنين ( ع ) فرمود : براستى كه مرد مسلمان را سه دوست است دوستى كه ميگويد : من در زندگى و مرگ با تو همراهم و آن كردار او است و دوستى كه ميگويد : من تا لب گور بهمراه تو هستم و سپس رهايت خواهم كرد و آن فرزندان اويند و دوستى كه ميگويد : من تا دم مرگ هستم و آن ثروت اوست كه چون مرد مال وارث است . 93 - قيس بن عاصم گويد : با گروهى از بنى تميم بمحضر رسول خدا ( ص ) شرفياب شدم وقتى بحضور رسيدم كه صلصال بن دلهس نيز افتخار حضور داشت عرض كردم : اى پيغمبر خدا ما را موعظه اى بفرما كه ما گروهى بيابان گرديم ( و نميتوانيم زياد بخدمت شما برسيم ) رسول خدا فرمود : همانا كه عزت را خوارى بهمراه است و زندگانى را مرگ قرين و دنيا را آخرتى است و براستى كه براى هر چيز حسابگرى هست و بر هر چيز مراقبى ، و هر كار خوبى را پاداشى است و هر كار بدى را سزائى و هر پيش آمدى را سرنوشتى است
128
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 128