نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 188
كه بيمار گردى تو را در آن حال سه خصلت است : مورد توجه خاص خداوندى و دعايت در آن حال مستجاب است و بيمارى گناهى براى تو باقى نميگذارد و همهء گناهان تو ميريزد خداوند تا پايان عمر تو را از نعمت عافيت برخوردار فرمايد . ( گفتار عمر : كه از سه كار پيش خدا توبه كارم ) 225 - يحيى بن عبد الله گويد : عمر بهنگام مرگ چنين گفت : كه از سه كار بسوى خداوند توبه ميكنم از اينكه من و ابو بكر اين خلافت را بناحق از مردم گرفتيم و از اينكه پس از خود خليفه براى مردم گماشتم و از اينكه پارهء از مسلمانان را بر پارهء ديگر برترى بخشيدم . شرح : يكى از سنتهاى قطعى پيغمبر ( ص ) اين بود كه غنائم و درآمد مسلمانان را بطور مساوى در ميان آنان تقسيم ميفرمود زيرا متعلق حق همه مسلمانان بود و ترجيح دادن يكى از مسلمانان مستلزم محروميت ديگرى بود بنا بر اين در تقسيم فيء در غنائم همه مسلمانان بطور مساوى سهم ميبردند و نخستين كسى كه به تبعيض در اين مورد رفتار نمود عمر بن الخطاب بود كه چون بخلافت رسيد سابقين را بر ديگران ترجيح داد و مهاجرين از قريش را بر ديگر مهاجرين تفضيل داد و مهاجرين را بر انصار و عرب را بر عجم و هم چنين ديگر تبعيضهائى كه در تقسيم اموال بيت المال از او سر زد و در زمان ابى بكر عمر اين پيشنهاد را بابى بكر نمود ولى او نپذيرفت و گفت : خداوند به چنين تبعيض دستور نفرموده است بلكه فرموده است * ( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ ) * . . . تا آنكه خود بخلافت رسيد و نظريهء خود را عملى ساخت عثمان نيز پس از او همين رويه را به صورتى بدتر ادامه داد تا آنكه زمام خلافت بدست امير المؤمنين افتاد مجدداً بسيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله بازگشت داستان حديدهء محماة يكى از شواهد زنده مطلب است . 226 - جابر بن عبد الله گويد : من بهنگام مرگ عمر ببالينش بودم كه ميگفت : از سه كار بسوى
188
نام کتاب : الخصال ( فارسي ) نویسنده : الشيخ الصدوق جلد : 1 صفحه : 188