نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 191
" هشام " : مطلب را براى من بيشتر روشن سازيد . " امام " : براى پروردگار نود و نه اسم است ، چنانچه اسم عين مسمى باشد لازم آيد هر اسمى خدايى باشد با آنكه چنين نيست و معنى " الله " يكى بيش نيست و تمام اسماء الهى به همان يك معنى دلالت مىكند و هر يك مغاير با آن معنى مىباشند . اى هشام نان نام چيزى است كه خوردنى و آب نام چيزى است كه آشاميدنى و جامعه نام چيزى است كه پوشيدنى و آتش نام چيزى است كه سوزنده است يعنى مسماى هر يك از اين الفاظ داراى خاصيت و صفتى است كه اسماء و الفاظ آن خاصيت را ندارند از اينجا مىفهمى كه اسم غير مسمى است . اى هشام آيا مطلب را طورى فهميدى كه در مقام مناظره با دشمنان و مشركين و ملحدين ، با آنان نبرد كنى و آنان را با شمشير زبان دفع نمائى ؟ " هشام " : بلى فهميدم . " امام " : خداوند به اين فهم تو را منتفع سازد و پايدار دارد . " هشام " : به خدا سوگند از آن روز تا كنون در مناظرات توحيد كسى بر من غلبه نكرده است . " بيان " : توضيح روايت مقدمهيى لازم دارد و آن اين است : دانشمندان علم زبان در لفظ جلاله " الله " اختلاف كرده اند در اينكه آيا لفظ جلاله جامد است يا مشتق . " خليل " و اتباعش وعده اى از اصوليين گفتهاند لفظ جلاله علم است براى ذات پروردگار و مشتق نيست . و اكثر دانشمندان معتقدند كه لفظ جلاله اصلا مشتق سپس در اثر غلبه استعمال علم براى معبود به حق گرديده است . و اين روايت دلالت بر وجه دوم مىكند ، چه روايت صريح است در اينكه " الله " از كلمه " إله " گرفته شده است و " إله " بر وزن ( فعال ) يا اسم است بمعنى مفعول يعنى معبود يا فعل است از ( إله ) بفتح لام بمعنى ( عبد ) بمناسبت اينكه خداوند معبود است يا از " إله " بكسر لام بمعنى ( سكن ) بمناسبت اينكه دلهاى
191
نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 191