نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 156
اينكه گويند قمر گرد زمين مىگردد * گرد خورشيد زمين نيز چنين مىگردد گو چرا اين پى آن ، آن پى اين مىگردد * راستى خاطر از اين نكته ظنين مىگردد شمس اگر جاذب كل است چرا ؟ ! * گرد خود مى ندواند همه را 4 - " علامه مجلسى " قدس سره در جلد دوم بحار الانوار در باب قدرت و اراده از عده اى از اصحاب اماميه روايتى از " هشام بن الحكم " آورده است كه ما ترجمه آن را براى خوانندگان محترم مىنگاريم : " عبد الله ديصانى " [1] نزد " هشام بن الحكم " آمد و گفت : آيا تو قائل بوجود پروردگار مىباشى ؟ " هشام " : آرى . " ديصانى " : آيا خداوند توانا است ؟ " هشام " : آرى توانائى است كه فوق تمام تواناهاى جهان است . " ديصانى " : آيا پروردگار مىتواند تمام موجودات جهان را در تخم مرغى جاى دهد بدون اينكه تخم مرغ بزرگتر يا موجودات جهان كوچكتر شوند ؟ " هشام " : مرا مهلت ده . " ديصانى " : يك سال به تو مهلت مىدهم . " هشام از منزل خود به منظور تشرف به خدمت امام صادق ( ع ) آهنگ مدينه كرد پس از ورود به مدينه از امام صادق ( ع ) اجازه خواست . امام وى را بار داده شرفياب محضرش شد . داستان سؤال ديصانى را به عرض امام رسانيد . و عجز خود را از پاسخ اظهار كرد ، و عرض كرد تكيهگاه من در مشكلات علمى خدا و شما هستيد ، آمده ام از شما پاسخ مسأله را استفاده كنم .
[1] " ديصانيه " گروهى از ثنويه هستند كه پيرو " ابن ديصان " و قائل به دو اصل قديم مى باشند و ظاهرا شخصى كه با امام مناظره كرده دهرى و مادى بوده واساسا اعتقاد بوجود خدا نداشته است بنابر اين از پيروان ابن ديصان نيست و ممكن است كه نسبتش " به ديصان " به اعتبار اين جهت باشد كه از اهل " ديصان " يعنى ساكنين نهرى كه مسمى " به ديصان " است بوده است و رئيس ديصانيه را هم به همين مناسبت كه در حوالى آن نهر متولد شده ابن ديصان ناميده اند .
156
نام کتاب : هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) نویسنده : سيد أحمد صفائي جلد : 1 صفحه : 156