مؤلف ( رحمه الله ) بارها تذكر داده است كه صاحب تحفه كلام شيعه را به نحوى تقرير مىكند كه - به خيال خويش ! - از عهده پاسخ آن برآيد ، و از بيان مباحث به صورت كامل و روشن خوددارى مىنمايد ، لذا مؤلف ( قدس سره ) در اين موارد ابتدا مطلب را از كتب علماى شيعه نقل مىكند ، و پس از تقرير صحيح آن به پاسخ اشكالات و شبهات دهلوى مىپردازد . تدليس و مغالطه در بيان مطالب از شيوههاى شگفت دهلوى است . گاهى مدعاى خويش را به عنوان دليل در برابر خصم ذكر مىكند ! و گاه با خلط مطالب و آميختن روايات ، وقايع را غير آنچه هست نشان مىدهد . او حقائق تاريخى را به دروغ انكار مىكند و از اعتراف به وجود روايات صحيحه در كتب عامه امتناع مىنمايد . دهلوى با اينكه در اول كتاب خود را ملزم دانسته كه فقط از مطالب مسلّم و مصادر مورد قبول طرفين - شيعه و سنى - در كتابش بياورد تا استدلال و احتجاج درست و بجا باشد ، سرتاسر كتابش را از مطالب واهى و سست و روايات عامه و . . . پُر كرده است . گاهى به رواياتى استناد مىكند كه خود عامه آن را تضعيف نموده يا حتى آن را جعلى مىدانند ! ! بلكه در نقل از كتب عامه هم امانت دارى را رعايت ننموده است ! آيا اين شيوه مناظره و بحث علمى است ؟ ! آيا با فحشهاى ركيك و كلمات زشت و قبيح و . . . طرف را مجاب و ساكت مىكند يا عقدههاى خويش را خالى مىكند ؟ ! ولى با اين همه جهالت و نادانى ، و اشتباهات فراوان ، و . . . چنان عُجب و خودبينى بر او چيره شده كه لافهاى بى جا مىزند ، و خود را عالم به علوم قرآنى پنداشته كه مىتواند تمام مشكلات علمى را حل كند ! !