روايت فوق از جهات متعدد قابل تأمل و بررسى است كه به برخى از نكات آن اشاره مىكنيم : 1 . حذيفه - كه از بزرگان صحابه به شمار مىرود - مطاعن خلفا و برخى از صحابه را ذكر مىكرده و اين مطلب - كه در بقيه روايات خاصه و عامه هم آمده ( 1 ) - قابل انكار يا كتمان نيست . اگر مىتوانستند به نحوى روى آن سرپوش بگذارند و يا توجيه كنند به اين روشنى آن را بازگو نمىكردند . 2 . با نسبتهاى بى جا كه به جناب سلمان و پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) دادهاند مىخواهند حضرت را يك بشر عادى - بلكه از انسانهاى معمولى هم پايين تر كه حاضر است به جهت غضب ديگران را ناسزا گويد - معرفى كنند . و نتيجه اين كار آن خواهد شد كه آنچه در فضائل اهل بيت ( عليهم السلام ) يا مطاعن دشمنان بفرمايد از حجيت ساقطى است و ارزش استناد ندارد ، چنان كه در دنباله روايت به اين نكته تصريح شده است كه : ( فإنّما أنا من ولد آدم أغضب كما يغضبون ) . 3 . علت انتخاب سلمان براى اين نسبت بى جا آن بوده است كه به واسطه محبت شديد او به اهل بيت ( عليهم السلام ) مطلب جعلى از زبان او بهتر جا مىافتد و بيشتر قابل قبول است . 4 . اين تبليغات حذيفه تأثير بسزايى در ايجاد حب و بغض بين مردم داشته است .
1 . براى نمونه رجوع شود به : مسند احمد 5 / 390 ، صحيح مسلم 8 / 123 ، السنن الكبرى بيهقى 9 / 33 ، المصنف ابن ابى شيبه 7 / 643 و 8 / 588 ، شرح مسلم نووى 17 / 125 ، الديباج على مسلم 6 / 138 ، كنز العمال 14 / 86 - 87 ، تأويل مختلف الحديث ابن قتيبه 27 ، 37 ، عمدة القارى 13 / 269 ، سير اعلام النبلاء 2 / 368 ، التمهيد ابن عبدالبر 24 / 315 ، المبسوط سرخسى 24 / 46 و 30 / 214 .