قاضى بصره هنگامى كه اشعار سيد حميرى را شنيد گفت : او هيچ يك از صحابه را نگذاشته مگر آنكه معايبش را بيان نموده ، سپس دستور حبس او را صادر نمود . ( 1 ) ب ) برخورد آنها با روايات مطاعن و پاسخ از آن در مورد پاسخ آنها از روايات مطاعن و برخوردى كه با آن دارند بايد اذعان نمود كه آن هم مانند برخورد با راويان است ! * تا آنجا كه ممكن است از نوشتن ، بازگو كردن و گوش فرادادن به آن خوددارى كنند ، ( 2 ) ديگران را نيز امر به پنهان كردن آن روايات نمايند . ( 3 ) * كتب مطاعن را بسوزانند و نابود كنند . ( 4 ) * گاه مطلبى را - با تمام اهميتش ! - به بهانه فراموشى ترك كنند . ( 5 ) * گاهى گويند : نسخه ما فاقد اين قسمت است . ( 6 )
1 . الغدير 2 / 218 . 2 . تحت عنوان راويان مطاعن در مورد عبدالرزاق گذشت كه : او در مثالب ديگران رواياتى نقل كرده كه من آنها را در اين كتاب ذكر نخواهم كرد ! 3 . سير اعلام النبلاء 10 / 92 - 93 ، تاريخ ابن خلدون 2 / ق 2 / 187 - 188 . 4 . العلل ومعرفة الرجال ابن حنبل 1 / 253 - 254 ، كتاب السنّه خلال 509 - 511 . 5 . شرح ابن ابى الحديد 6 / 44 . 6 . شرح مقاصد 5 / 264 ، لسان الميزان 6 / 320 ( چاپ اعلمى ) ، تحفة أهل التصديق ببعض فضائل الصديق ، عبدالقادر محلّى 34 ( چاپ هند ) قسمت زيادى كه مربوط به تخلّف از بيعت ابو بكر و جريان سقيفه بوده حذف كردهاند .